مسئلهای که معترضان در اعتراضات باید بدان توجه داشته باشند این است که شعارها نباید صرفا معطوف به تمرکززدایی سیاسی باشد. نظام الیگارشی که اکنون در جامعه ایران مستقر است ریشه در تمرکزگرایی اقتصادی نیز دارد. مثلا سازمانی تحت عنوان سازمان اوقاف وجود دارد که بخش زیادی از اراضی این مملکت را تحت پوشش خود قرار داده و منافع حاصل از آن نصیب همین الیگارشی روحانی میشود. من سه سال پیش تحقیقی در مورد یکی از روستاهای اطراف تهران یعنی طالبآباد انجام دادم. وقتی با روستاییان آنجا در مورد وضعیت زمینهای زراعتی صحبت میکردم یکی از مسائلی که همه آنها بدان اشاره میکردند این بود که بسیاری از زمینهای آنجا وقف بودند. وقف عام اساسا یک نام مقدس برای تصاحب کردنهای غیرقانونی اراضی است که هیچ ریشهای در کتاب مقدس ندارد و هیچ اشارهای به این مسئله نشده است. وقتی از تمرکززدایی اقتصادی بحث میکنیم یعنی باید تمام اراضی که تحت عنوان اوقاف به انحصار یک قشر محدود درآمده بین مردم تقسیم شود. خواهند گفت: عواید حاصل از اوقاف صرف عموم میشود. خواهیم گفت: چه راهحلی بهتر از اینکه خود مردم صاحب این اراضی شوند و از عواید آن استفاده کنند چرا باید مدیریت و مالکیت آن انحصاری باشد و نه مردمی؟ سازمان اوقاف تنها یکی از سازمانیهایی است که تمرکزگرایی اقتصادی را موجب شده سازمانهای دیگری نیز تحت پوششهای فریبنده دینی ثروتهای این جامعه را در انحصار قشر محدودی درآورده است. به همین دلیل تمرکززدایی اقتصادی به اندازه تمرکززدایی سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد زیرا توتالیتاریسم همواره ریشههای اقتصادی نیز دارد که اگر نادیده انگاشته شود بار دیگر خود را به شکل دیگری بازتولید خواهد کرد.