شکافتن تاریکی

تأملاتی پیرامون جامعه شناسی، فلسفه و الهیات رهایی بخش

جنبش مسیانیک

آنها واهمه سر زدن یک جنبش مسیانیک در ایران را دارند. این جنبش مسیانیک خصوصاً اگر با جنبش فمینیستی گره بخورد برای آنان به مراتب هولناک‌تر خواهد بود. اما واقع امر این است که آنها وقوع آن رخداد مقرر را باور ندارند. نخست آن رخداد به وقوع می‌پیوندند و سپس جنبش مسیانیک از راه می‌رسد. در هر صورت حق دارند که واهمه داشته باشند زیرا آن رخدادی که مقدمه سر زدن جنبش مسیانیک است رخ می‌دهد و هیچ اراده‌ای نمی‌تواند آن را متوقف کند. باز هم حق دارند که واهمه داشته باشند چون برای نخستین بار در تاریخ اصلی‌ترین خصلت این جنبش مسیانیک زنانه بودن آن و پیوند یافتن با جنبش زنان است. اگر می‌توانید متوقفش کنید!

سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۳ | 17:30
نرگس

ضرورت

عبدالکریم سروش اخیرا سخنرانی در محکومیت جنایات اسرائیل کرده و آنجا می‌گوید: ناتوانی عقل جمعی در حل بحران‌های انسانی امروز به ما می‌فهماند اصلاح جهان محتاج منجیانی است که در ادیان وعده آن داده‌ شده است. بگذریم از اینکه سخنرانی امثال او از چارچوب پروپاگاندای حکومت خارج نمی‌شود اما فهم اینکه مسئله موعود یک ضرورت تاریخی است اهمیت دارد. برخلاف فهم رایج از مسیحا و موعود این مسئله در ادیان وحدانی یک امر بسیار فلسفی است. مسیحا پاسخی است به دشوارترین پرسشی که خداوند در سپیده دمان ازل برای خویشتن طرح کرده. مسیحا عالی ترین شکل رهایی است که خداوندگار دست یازیدن به آن را اراده کرده. بنابراین به منصه ظهور رسیدن مسیحا در وهله اول برای خداوندگار چون سرزدن سخت‌ترین پاسخ به دشوارترین پرسش است. دشوارترین پاسخی که از قضا سعی بشر آن را به منصه ظهور می‌رساند و از این جهت مسیحا حاصل سعی بشری است که در آن می‌تواند لحظه لحظه‌ی آنچه را که در تاریخ خویش سپری کرده بنگرد. و درست از این جهت که مسیحا حاصل سعی بشری است یک ضرورت تاریخی است که در نهایت سرمی رسد. تنها یک فیلسوف ژرف اندیش می‌تواند شعف و وجد خداوندگار را فهم کند آن زمان که سرانجام مسیحا در زمین گام نهد.... تنها فیلسوفی که مدتها پیوسته به مسئله‌ای غامض اندیشیده و سرانجام در صبحگاهی به پاسخ دشوارترین پرسش خویش دست یازیده... خوشا آن دم.... خوشا سرزدن آن دم!

جمعه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۳ | 20:47
نرگس

کژراهه

سر کلاس داشتم خیلی ساده می‌گفتم آموزه یکتاپرستی اساس ادیان ابراهیمی است و بین خدا و انسان هیچ موجودی نمی‌تواند واسطه و میانجی باشد: نه بت و نه پیامبر و نه منجی و موعود. گفتند: یعنی پیامبر نمی‌تواند کسی را نجات دهد. گفتم: نه نمی‌تواند نجات دهد! نمونه بارز این مسئله در سرگذشت لوط و نوح آمده است. هر دو این رسولان کسانی از اهل خانواده شان بدانها خیانت کردند. لوط زن اش و نوح زن و فرزندش. اما نه لوط و نه نوح در جایگاه نجات دهنده آنها قرار نگرفتند. آنگاه که زمان مقرر فرارسید نوح و لوط بدون اهل خویش راهی شدند و اهل شان در تباهی بماند! چنین است که خداوندگار در کتاب مقدس می‌گوید: خداوند برای شما زن لوط و زن نوح را مثل می‌زند که با اینکه همسر دو بنده از بندگان شایسته ما بودند اما به آنها خیانت کردند و کاری از دست آن رسولان برنیامد و گفته شد: با داخل شوندگان داخل آتش شوید. کژراهه رفتن تاوان دارد و حتی رسول نیز نمی‌تواند مانع آن تاوان شود!!

جمعه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۳ | 15:3
نرگس

چیزی می‌دانم

همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس گفت: ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما معبودی جز او نیست. من از عذاب روزی سترگ بر شما بیمناکم.

سران قومش گفتند: واقعا ما تو را در گمراهی آشکاری می‌بینیم.

نوح گفت: ای قوم من، هیچگونه گمراهی در من نیست بلکه من فرستاده‌ای از جانب خداوندگارم. پیام خداوندگار را به شما ابلاغ می‌کنم و "من چیزی از خداوندگار می‌دانم که شما نمی‌دانید"...

چیزی می‌دانم که نمی‌دانید... چیزی می‌دانم که نمی‌دانید. این جمله در سراسر کتاب مقدس از جانب دو رسول تکرار شده یکی یعقوب و دیگری نوح. حال معنای این تکرار چیست خود سخن دیگر مطلبد.

شنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۳ | 20:31
نرگس

کدگذاری

امروزه برخی از پژوهشگرانی که متن کتاب مقدس را مورد بررسی قرار داده‌اند متوجه شده‌اند که مثلا تکرار برخی از کلمات معنای خاصی دارد. آنها متوجه فرم نوشتاری خاص قرآن شده‌اند و این را از طریق تحلیل متن و جزئیات آن دریافته‌اند. اما نکته جالب توجه در مورد فرم نوشتاری این کتاب کدگذاری وقایع در آن است. این متن به معنای دقیق کلمه کدگذاری شده است به نحوی که اگر کسی بتواند این کدها را تأویل کند می‌تواند از وقوع برخی رخدادها آگاهی پیدا کند. آن رخداد نابهنگامی که من از آن سخن می‌گویم با ظرافت در کتاب مقدس کدگذاری شده است. همانقدر که می‌توان یقینی گفت که خورشید فردا از مشرق طلوع خواهد کرد می‌توان گفت بی هیچ تردیدی آن رخداد نابهنگام نیز به وقوع خواهد پیوست. این رخدادی که قدرت سرمستان امروز را به سخره خواهد گرفت چنانچه گویی هرگز حتی برای لحظه‌ای در زمین نبوده‌اند... حتی لحظه‌ای!

پنجشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۳ | 16:58
نرگس

حکومت دیوانگان

اینکه کسی مثل ترامپ می‌تواند اکثریت آراء ایالتهای امریکا را به خود اختصاص دهد به وضوح نشان از یک انحطاط دارد. این فرد با این خصایل شخصیتی نه در خاورمیانه محروم و عقب‌مانده بلکه در یکی از کشورهای مرکز و پیشرو بر سر کار آمده است. اینکه فردی مثل ایلان ماسک وارد کارزار انتخابات می‌شود و به رای دهندگان در قبال رای وعده پول می‌دهد نشان از وضعیت تباه دموکراسی های مدعی دارد... اما امروز در آمریکا پیروزمندان انتخابات از ورود آمریکا به دوران نوین و طلایی سخن می‌گفتند. اینکه از نظر من شوخی است اگر این دوران با ویژگی بارزی شناخته شود: دیوانگی است نه بیشتر و نه کمتر! به هر حال بشر قرن 21 هنوز این پتانسیل را دارد که دیوانگان را در جهان بر سر کار آورد و به تهی شدن جهان امروز ما از آزادی، عقلانیت و عدالت کمک کند. این همان خصلت شگفت بشر است که همیشه در برهه‌هایی از تاریخ مرا سخت دچار حیرت می‌کند.

چهارشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۳ | 13:47
نرگس

اشتیاق

هر چه بیشتر میگذرد مطمئن می‌شوم که اگر روزی برسد که خداوندگار از تنهایی خویش به ستوه آید من هرگز دچار چنین حالتی نخواهم شد. این اشتیاق با خود بودن هرگز در من خاموش نمی‌شود. به هر حال خداوندگار گاه از دوستان خویش سخن می‌گوید. از کسانی که سر در گریبانشان فرو کرده و با آنان سخن گفته... مثلا ابراهیم و مریم دو چهره‌ای اند که خداوندگار به سخن گفتن با آنها اشتیاق دارد.... در مورد مریم احساس خدا از اشتیاق فراتر می‌رود و به عشقی شگفت بدل می‌شود. من اما برخلاف آنچه شاید دیگران فکر می‌کنند اغلب اوقات حتی وقتی عمیقترین مسائل را می‌فهمم یا به آنها فکر می‌کنم تمایلی به حرف زدن در مورد آنها با دیگران ندارم. در جمع ترجیح می‌دهم در مورد مسائل ساده و حتی پیش پا افتاده حرف بزنم. این نتیجه باور داشتن افراطی به مسئله سعی انسان است. من از شاه-فیلسوف افلاطون گریزانم و از آن چهره روشنفکر که باید بار حماقتها و ندانستن های همگان را به دوش بکشد. از اینکه یک نفر به جای همه فکر کند و دیگران هیچ مسئولیتی برای خود قائل نباشند. اینجا هر کس باید صلیب خود را بر دوش بکشد این لزوما به معنای نفی رابطه اخلاقی خود و دیگری نیست. اتفاقأ به رسمیت شناختن این رابطه است. رابطه‌ای که در آن نه خود و نه دیگری دچار اسارت نیست.

یکشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۳ | 15:14
نرگس

سرمستی

این بسیار دشوار است که بنا بر قرائنی بدانی که سرنوشت برخی چه خواهد شد اما نتوانی تغییرش دهی چون در الهیات قاعده‌ای شگفت وجود دارد و آن اینکه تنها کسانی که خود را نجات داده‌اند، نجات خواهند یافت... اما آنها سرمست اند و باور نمی‌کنند و گاه آدمی برای سرمستی خویش چه تاوانی می‌پردازد... چه تاوانی!

پنجشنبه دهم آبان ۱۴۰۳ | 0:14
نرگس

رویای ابدیت

دوش ابدیت را به خواب دیدم

همچون چنبری بزرگ از نور پاک بی پایان

همه آرامش و همه درخشش

و در زیر آن زمان: ساعتها و روزها و سالها

همچون سایه‌ای عظیم و جنبنده

که جهان و هر آنچه در او هست در آن جای داشت.

"هراکلیتوس"

سه شنبه هشتم آبان ۱۴۰۳ | 0:4
نرگس

اتحاد با دیکتاتور بزرگ

حکومت همواره در این سال‌ها از طریق دشمن سازی سعی کرده اتحاد و همبستگی داخلی را حفظ کند. این استراتژی خصوصا در وضعیت کنونی که حکومت می‌داند اکثریت جامعه به آن پشت کرده اهمیت دارد. در فضای مجازی و رسانه‌ها مدام می‌شنویم که بیایید اختلاف‌ها را کنار بگذاریم و در برابر دشمنی که تمامیت ارضی ما را تهدید می‌کند متحد شویم. با این فضاسازی‌ها حکومت سعی می‌کند اولویت ذهنی مردم را مسئله"امنیت" تعریف کند و چنین القا کند که: بیایید از دیکتاتور بودن حکومت چشم پوشی کنیم حداقل این است که دیکتاتور بزرگ امنیت ما را تامین می‌کند. ناامن سازی فضای جامعه به واسطه دشمنی که وجود ندارد حس ترس از انقلاب احتمالی را در مردم ایجاد می‌کند. اگر انقلاب شود دیگر دیکتاتور بزرگی وجود ندارد که امنیت ما را تامین کند! چنین می‌شود که در اذهان عمومی آزادی و عدالت قربانی امنیت می‌شود. اما مسئله این است که تا دیکتاتور بزرگ هست نه امنیتی وجود دارد نه آزادی و نه عدالتی. این دیکتاتور بزرگ است که پیش از هر عامل خارجی امنیت ما را تهدید می‌کند! این حکومتی که برای بقایش فضای جامعه را ناامن می‌کند و مدام مردم را در دلهره و اضطراب جنگ نگه می‌دارد خود امنیت و آرامش را از مردم سلب کرده است.

یکشنبه ششم آبان ۱۴۰۳ | 17:2
نرگس

گابریل راکهیل و بحث جنگ سرد فرهنگی

گابریل راکهیل فیلسوف سیاسی و منتقد فرهنگی امریکایی از چهره‌های متأخری است که به نحو هوشمندانه‌ای جریان چپ وابسته به نظام سرمایه‌داری و نهادهای امنیتی را شناسایی کرده و از ضرورت تولید دانش و نیز نهادها و سازمان‌های علمی موازی در برابر این جریان بحث می‌کند. او در مصاحبه‌ای که با عنوان "تبلیغات امپریالیستی و ایدئولوژی روشنفکران چپ غربی" منتشر شده است به تفصیل نشان می‌دهد که چگونه کشورهای سرمایه‌داری، جنگ سرد فرهنگی را علیه قطب کمونیستی سازماندهی کرده‌اند. به زعم او قطب سرمایه‌داری نهادها و سازمان‌های علمی-فرهنگی را با سرمایه سازمان سیا تحت کنترل و نظارت خود درآورده تا با طرح آلترناتیوهای به ظاهر انتقادی اما خنثی دعاوی اصلی کمونیسم و سوسیالیسم را به چالش بکشند. راکهیل کنگره آزادی فرهنگی(CCF) را که در سال 1950 آغاز به کار کرد نمونه بارز یک کنگره علمی وابسته به سازمان سیا می‌داند که به موضوعاتی مانند فرهنگ، هنر و تاریخ در جهان می‌پرداخت. این کنگره در مدت فعالیت خود سمینارها و کنفرانس‌های علمی متعددی برگزار کرده و با موسسات علمی متفاوتی رابطه برقرار نموده و حدود 170 جلد کتاب منتشر کرده است. راکهیل کنگره‌هایی از این قسم را سازوکاری در دست نظام سرمایه‌داری می‌داند برای اینکه نظم یکسانی را بر جهان تحمیل کند. هر چند که او این پروژه را شکست‌خورده می‌داند زیرا افشاءسازی‌هایی که در مورد پیوند این کنگره‌های به ظاهر علمی با سازمان سیا رخ داده مانع از آن شده که قطب سرمایه‌داری بتواند هژمونی فرهنگی خود را به سهولت غالب کند.

به جز کنگره‌هایی از این دست راکهیل نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاران و رسانه‌های بسیاری در سراسر جهان به سازمان سیا وابسته هستند و نحوه انتقال اخبار و گزارش‌ها را کانالیزه می‌کنند. حتی فراتر از این او نشان می‌دهد که سازمان سیا در شبکه‌های اجتماعی مانند تویتر، فیسبوک، تیک تاک و ... کاربران فعالی دارد که در جهت‌دهی به افکار عمومی نقش موثری ایفا می‌کنند. اما در کنار این امر او نشان می‌دهد که سازمان سیا در میان روشنفکران نیز نفوذ گسترده‌ای دارد و برخی از آنها را تحت حمایت خود قرار می‌دهد. او به صورت مشخص از جریان‌های فکری در غربی بحث می‌کند که به زعم او می‌توان آن را ذیل ایدئولوژی چپ غربی قرار داد که یک هدف آنها خنثی کردن ایدئولوژی مارکسیستی-کمونیستی است. طبق گزارشی که راکهیل ارائه می‌دهد در سال 1975 این مسئله افشاء می‌شود که سازمان سیا با هزاران دانشگاهی و موسسه علمی در ارتباط بوده است. او برخی از نظریه‌پردازان فرانسوی از جمله فوکو، لاکان، دریدا، ژیل دلوز، برخی نظریه‌پردازان ساختارگرا و پساساختارگرا و برخی چهره‌های مکتب فراکنفورت از جمله آدورنو، هورکهایمر و مارکوزه را از این زمره می‌داند. راکهیل خصوصاً در مورد فوکو اذعان می‌کند که پروژه نقد هگل او در واقع تمهیداتی بود برای اینکه بنیان نظریات مارکسیستی را که غالباً ریشه در هگل داشت متزلزل کند. او تصریح می‌کند از آنجا که بی‌اعتبار کردن نظریات مارکسیستی به راحتی ممکن نبود قطب سرمایه‌داری در جستجوی آلترناتیوهای فکری بود که در عین اینکه انتقادی و نوآورانه باشند اما هیچگونه جوهره انقلابی نداشته باشند. در هم آمیختن گفتمان مارکسیستی با مباحث هایدگر و روانکاوی فروید از جمله این اقدامات بود. به زعم او آنها با برخورد گزینشی با آثار مارکس سعی داشتند "مارکس خودشان" را ارائه کنند مانند آنچه که دریدا و لویتار ارائه دادند. این آلترناتیوهای فکری از آنجا که بعضاً سویه‌ای انتقادی داشتند رهزن بودند زیرا ماهیت سیاسی و وابستگی آنها به سازمان سیا را پنهان می‌کرد. در حالی به چنانچه راکهیل بحث می‌کند در پس این آلترناتیوها جان‌مایه‌ای از فکر بورژوازی وجود داشت که اجازه می‌داد فرد هر راهی که می‌خواهد برود زیرا قرار نبود که او به مقصد خاصی برسد. چراکه یک کارکرد این قسم از نظریات این بود که انقلاب در معنای کمونیستی آن را به چالش بکشد. چنانچه او با ارجاع به اصحاب مکتب فرانکفورت نشان می‌دهد که آنها با مترداف گرفتن کمونیسم با فاشیسم و توتالیتاریسم در واقع ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری را تولید و بازتولید می‌کردند.

راکهیل از این فراتر می‌رود و نشان می‌دهد صرفاً مسئله این نیست که ایدئولوژی برخی از روشنفکران چپ غربی با ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری همسو و هم‌جهت است. او در مواردی خصوصاً در مورد اصحاب مکتب فرانکفورت نشان می‌دهد که کسانی مانند هورکهایمر و آدورنو با کنفرانس‌ها و مجلات وابسته به سازمان سیا همکاری داشته‌اند و حتی در زمان جنگ ویتنام هورکهایمر صراحتاً از مواضع امریکا دفاع کرده است.

بر اساس آنچه که راکهیل شرح می‌دهد مسئله هژمونی فرهنگیِ نظام سرمایه‌داری را که به تداوم حیات آن کمک می‌کند باید جدی گرفت. این هژمونی فرهنگی برای اینکه بتواند اذهان عمومی را منحرف کند وجهی انتقادی به خود می‌گیرد و حتی پاره‌ای از دعاوی مارکسیستی را در گفتمان خود وارد می‌کند. این لحظه‌ای است که قطب سرمایه‌داری نقاب چپ به چهره می‌زند برای اینکه جریان چپ را به حاشیه براند. این لحظه‌ای است که سازمان‌های امنیتی مانند سیا روشنفکران چپ‌نما را به کار می‌گیرند تا با طرح آلترناتیوهای خنثی هر گونه چشم‌انداز سوسیالیستی را سرابی واهی نشان دهند. اما راکهیل برای مقابله با هژمونی فرهنگی نظام سرمایه‌داری تأکید می‌کند صرفا طرح دیدگاه‌های فردی یا افشاءسازی های فردی نمی‌تواند نتیجه داشته باشد. در برابر او از انجام کارهای جمعی و ایجاد نهادهای آلترناتیو تولید و توزیع دانش موازی بحث می‌کند. او تأکید می‌کند 90 درصد آنچه را مردم امریکا می‌بینند، می‌خوانند و می‌شنوند پنج شرکت غول پیکر سازماندهی می‌کند که با دولت ایالات متحده امریکا در ارتباط هستند. در نتیجه برای مقابله با چنین هژمونی فرهنگی کنش جمعی و ایجاد نهادهای آلترنتانیو که بتواند دانش موازی را در سطحی گسترده اشاعه دهد ضرورت دارد.

جمعه چهارم آبان ۱۴۰۳ | 21:22
نرگس

جنایتکاران کوچک

می‌پرسد: چرا باید درس بخوانم؟ من می‌خواهم همینجا و هم اکنون از زندگی‌ام لذت ببرم. می‌گویم:آگاهی شدن یک مسئولیت است. همه ما به شکلی در فاجعه‌ای که رخ می‌دهد همدستیم. اگر جنایتی در این جهان رخ می‌دهد ما نیز در آن دست داریم... اگر جنایتی رخ داده ما نیز جنایتکاریم... جنایتکاران کوچک‌... اساسا به همین دلیل است که در الهیات جنایتکاران کوچک و جنایتکاران بزرگ با هم مجازات می‌شوند. به همین دلیل است که در آن ویرانی قریب الوقوع جنایتکاران بزرگ و کوچک با هم از میان برداشته می‌شوند... در همان رخداد کوبنده... کوبنده... کوبنده...

سه شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ | 19:38
نرگس
مشخصات وب
شکافتن تاریکی
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • جامعه‌شناسی
  • فلسفی
  • سیاسی
  • الهیاتی
  • ادبی
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شکافتن تاریکی محفوظ است .