شکافتن تاریکی

تأملاتی پیرامون جامعه شناسی، فلسفه و الهیات رهایی بخش

حرکت در شب

منزه است خدایی که بنده‌اش را شبانگاه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی حرکت داد تا نشانه‌های خود را به او بنمایانیم زیرا که او شنوای بیناست.

1 اسراء

یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 22:49
نرگس

اعتراض

به خیابان آمدن معترضان ایرانی در حمایت از فلسطین فرصتی برای اعتراض علیه حکومت نیز هست...این اعتراضی است که اگر حکومت بخواهد آن را سرکوب کند خود را محکوم کرده و اگر هم سرکوبی رخ دهد چهره واقعی حکومت بیش از پیش برای مردم افشاء خواهد شد...آنگاه معلوم می‌شود حکومت واقعا در کدام جبهه ایستاده است...

یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ | 13:37
نرگس

کوری

اگر تو را تکذیب کنند قطعا پیش از آنان قوم نوح، عاد و ثمود نیز به تکذیب پرداختند؛ و نیز قوم ابراهیم و لوط. و همچنین اهل مدین و موسی تکذیب شد پس تکذیب‌کنندگان را مهلت دادم. سپس گریبان آنان را گرفتم. بنگر عذاب من چگونه بود؟ آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوش‌هایی که با آن بشنوند؟ در حقیقت چشم‌ها کور نیست اما دل‌هایی که در سینه‌هاست کور است!

41-46 حج

شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ | 13:16
نرگس

همدستی پنهان

  • رسانه ملی هر روز گزارش‌هایی از اجتماع "مردم" در حمایت از مقاومت فلسطین را پخش می کند. از نوع شعارها می‌توان فهمید کدام بخش از "مردم" در این تجمعات حاضرند. معترضان و چهره‌های مستقل در بین آنها نیستند. معترضان این روزها به فکر چنین تجمعهایی نیستند و این از معجزه استعمار و حکومت دست نشانده است. من قبلا هم متنی نوشتم با عنوان بر سر عقل آمدن استعمار و آنجا گفتم که استعمار جدید از استراتژی های آشکار سابق برای سیطره و نفوذ در کشورها استفاده نمی‌کند. حداقل در تجربه حکومت دست‌نشانده ای که بعد از انقلاب استعماری 57 در ایران شکل گرفت این چنین است. حکومت دست‌نشانده برای اینکه همدستی آن با امپریالیسم پنهان بماند موضع ضداستعماری افراطی اتخاذ می کند. آنقدر در راهپیمایی هایش شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر می‌دهد که به ذهن مردم خطور نمی‌کند همدست آنان باشد. این همان استراتژی ایجاد سردرگمی سیاسی است. در نتیجه جامعه ایرانی که در چند دهه پیش یکی از شعارهای اصلی‌اش مبارزه با امپریالیسم بود به یمن بر سرکار آمدن حکومت دست‌نشانده ای که تظاهر به ضدامپریالیسم بودن می‌کند دیگر این موضع را رها کرده... نتیجه این می‌شود که مردم در این بازی سیاسی تظاهر آمریکا و اسرائیل به دشمنی با حکومت را باور می کنند و فراموش می کنند که بخشی از فجایعی که در ایران و خاورمیانه می گذرد حاصل همین همدستی پنهان است... نتیجه این می‌شود که مبارزه با اسرائیل به عنوان یکی از بازوهای حمایتی حکومت کنار نهاده می‌شود... معترضان فراموش می‌کنند که وضعیت استبدادی موجود فقط حاصل مناسبات قدرت در سطح ملی نیست بلکه حاصل پیوند و حمایت قدرت‌ها در سطح بین‌المللی است!

جمعه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۲ | 21:29
نرگس

ترور بیولوژیک شاه

پروژه تاریخ شفاهی ایران را گوش می‌دهم...مصاحبه با کریم سنجابی است. در مورد زمینه‌های انقلاب 57 بحث می‌کند و دوره 15 ساله بعد از کودتای 28 مرداد 1332 را دیکتاتوری مطلقه قلمداد می‌کند. البته توصیف دیکتاتوری مطلقه اغراق و تحریف واقعیت آنچه بود، هست. ضمن اینکه نمی‌توان انکار کرد برخی سازوکارهای دموکراسی اشکال داشت. اما آنچه در مصاحبه‌های جبهه ملی من را متعجب می‌کند این است که در توضیح زمینه‌های انقلاب 57 اشاره‌ای به منازعات دهه 40 و 50 دولت با کمپانی‌های نفتی نمی کنند. شاهپور بختیار هم همین است او آشکارا می گوید ما هیچ منازعه‌ای با امریکا یا انگلیس نداشتیم. اشکال کار در همین انکارهاست چرا آنها اصرار دارند که بگویند منازعه‌ای نبوده در حالی که اسناد صراحتا از تنش جدی بین ایران با کمپانی‌های نفتی پرده برمی‌دارد؟ از دیکتاتوری مطلقه بگذریم چرا هیچ یک نمی‌گویند که محمدرضا شاه پهلوی "ترور بیولوژیک" شد و او را به سرطان مبتلا کردند نه اینکه خود به نحو طبیعی و بدون مداخله بدین بیماری مبتلا شده باشد؟ شاه بعد از منازعات خود در اجلاس اوپک بر سر افزایش قیمت نفت است که متوجه می‌شود به سرطان مبتلا شده و کسانی که هشیارند می‌دانند ترور بیولوژیک در آن زمان امری متداول بوده است. چرا حقایق را از مردم کتمان می‌کنند که هنوز خیلی‌ها نمی‌دانند آن پادشاهی که انگ مزدور بودن به او می‌زدند به دلیل اینکه منافع کمپانی‌های نفتی از جمله امریکا و انگلیس را به خطر انداخته بود ترور بیولوژیک شد!!

پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۲ | 12:12
نرگس

مژده

چون مژده‌رسان آمد، گفت: آیا به شما نگفتم که بی‌شک من از خداوندگار چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟!

96 یوسف

سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ | 21:48
نرگس

رعشه

با تمام وجود به پایان رسیدن خود را احساس کرده‌اند...این همه چنگ زدن به ایجاد فضای ارعاب جز به این دلیل نیست که صدای شکستن استخوان‌هایشان را شنیده‌اند...صدایی مهیب...آنها شکافی را بر بدنه خویش دیده‌اند...شکافی عمیق... از خیزش فریادها می‌ترسند و فریادها در کمین موقعیتی هستند تا بیش از پیش بر تن آنان رعشه بیفکنند... آنها یک سال است که سخت به خود لرزیده‌اند و اینک در این بحبوحه ترس بیشتری دارند... باید هم بترسند چون جامعه ایران در حال حاضر آتش زیر خاکستر است و وزش نسیمی آن را شعله‌ور می‌کند. وه از آن روز که این آتش به آسمان سر کشد!

جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ | 17:26
نرگس

بر باد رفتن

این همه نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی...این همه تسلیحات نظامی...اتکاء به هم‌پیمانان قدرتمند...اتکاء به قدرت رسانه‌ها و تبلیغات، این همه پیاده نظام در داخل و خارج...این همه شعار که هیچ نیروی ما را از میان نخواهد برد...هستیم و خواهیم بود... اما یکباره همه این همه‌ها بر باد رفتن و خاکستر خویش را به نظاره نشستن!

دوشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۲ | 21:4
نرگس

توضیحی پیرامون لغو قرارداد کنسرسیوم 1333 و سند سن موریتس برای نسل انقلاب!

در کابینه سوم هویدا مهمترین تنش سیاست خارجی دولت بر سر مسئله نفت بود که روابط آن را خصوصاً با دولت انگلیس، امریکا و تا حدی اسرائیل بسیار تحت تأثیر قرار داد. در سال 1351 مذاکرات دولت ایران با کنسرسیوم نفت بار دیگر آغاز شد. در این مذاکرات در قرارداد کنسرسیوم 1333 که به مدت 25 سال منعقد شده بود، تجدید نظر شد. در بهمن 1351 به دنبال مذاکرات شاه و دولت با کمپانی‌های نفتی در سن موریتس چهار اصل اساسی به عنوان مبنای قرارداد نوین تعریف شد: 1- باید قرارداد جدیدی تدوین شود که جایگزین قرارداد 1333 گردد و طبق آن ایران مالک و عامل منحصر به فرد صنایع نفتی و منابع گازی در مناطقی خواهد بود که در قرارداد کنسرسیوم 1333 تعیین شده بود. 2-قرارداد جدید بر اساس قوانین داخلی ایران تنظیم خواهد شد. 3-دولت ایران از ابتدا یک پیمانکار اجرایی را استخدام خواهد کرد تا بر عملیات نفتی در منطقه‌هایی که تحت نظر شرکت ملی نفت ایران است، نظارت داشته باشد. 4-اجازه صدور گاز با دولت ایران خواهد بود و تنها در مورد گاز مایع آن هم با اجازه قبلی دولت ایران کمپانی‌ها مجازند بر اساس اصل 50-50 اقدام به سرمایه‌گذاری کنند.

بر مبنای سند سن موریتس قرارداد جدید کنسرسیوم تدوین و سرانجام در مرداد 1352 به تصویب مجلس ملی و سنا رسید. با انعقاد قرارداد جدید، قرارداد کنسرسیوم 1333 که در دوره نخست‌وزیری زاهدی اعتراضات بسیاری برانگیخت، لغو شد. بر مبنای گزارش نخست‌وزیر در مجلس ملی در قرارداد جدید برخلاف قرارداد کنسرسیوم 1333 که حق استفاده از تأسیسات صنعت نفت در انحصار اعضای کنسرسیوم قرار داشت و کلیه مراحل اکتشاف و استخراج بر عهده دو شرکتی بود که در لندن اراده می‌شد، کنترل عملیات نفتی به دولت ایران واگذار شد و در نتیجه دولت انگلیس از اداره امور بر کنار ماند. با انتقال کنترل ذخایر نفتی به ایران دولت به تبع می‌توانست میزان بهره‌برداری خود را افزایش دهد در حالی که قرارداد کنسرسیوم 1333 این اختیار را از دولت ایران سلب می‌کرد. از سوی دیگر اجازه صدور گاز که در قرارداد کنسرسیوم 1333 تحت کنترل کمپانی‌ها قرار داشت، به دولت ایران واگذار شد؛ و در نهایت اینکه قرارداد جدید نفتی بر اساس قوانین و موازین ایران تدوین و تنظیم شد.

هویدا لغو قرارداد کنسرسیوم 1333 و انعقاد قرارداد جدید نفتی را به مثابه تحقق اصل ملی شدن صنعت نفت قلمداد کرد زیرا به زعم او تمام قراردادهایی که ایران در 70 ساله اخیر در زمینه نفت منعقد کرده "امتیازمحور" بودند در حالی که در قرارداد جدید، شرکت ملی نفت ایران در جایگاه عامل و مالک قرار می‌گرفت و حق اکتشاف، استخراج و تعیین میزان بهره‌برداری نفت را در اختیار داشت. با انعقاد این قرارداد دولت ایران هر چه بیشتر از وابستگی اقتصادی خود در فضای بین‌الملل می‌کاست زیرا از یک سو از زمان قرارداد دارسی برای نخستین بار در جایگاه مدیر و ناظر مستقیم تأسیسات صنعت نفت قرار می‌گرفت و از سوی دیگر بدین واسطه می‌توانست میزان بهره‌برداری خود را افزایش دهد و در نتیجه به درآمد نفتی بیشتری دست پیدا کند و دیگر احتیاجی به گرفتن وام از امریکا و کشورهای اروپایی نداشته باشد.

دوشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۲ | 14:12
نرگس

باور خواهند کرد

تاریکی در زیر آوار شرارت‌هایش سرانجام رویا را باور خواهد کرد... رویا را خواهد نگریست در حالی که جام عدم را سرمی‌کشد چونان آن شهریاری که بر خویش غره بود و رود او را بلعید و در آن حال می‌گفت: اینک باور کردم...اینک باور کردم...اینک باور کردم...

یکشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۲ | 21:35
نرگس

وارونه نمایی

سیاست خارجی حکومت مبتنی بر اصل استتار و وارونه نمایی است. این مثلا یعنی حکومت از حامیان و هم‌پیمانان اسرائیل است اما سالهاست که در پروپاگاندای سرسام آورش خود را مخالف اسرائیل و سیاست‌های آن در رابطه با فلسطین بازنمایی می‌کند... این روزها هم که در رسانه ملی این موضع دروغین را با حمایت از طوفان الاقصی رها نمی‌کنند. اما یک اصل تاریخی می‌گوید: هیچ فریب و دروغی نمی‌تواند تا همیشه پنهان بماند. روزی همه چیز آشکار خواهد شد...

یکشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۲ | 0:50
نرگس

رویای پادشاه

چرا رویای پادشاه ایران را به سخره می‌گیرند؟ مسیحا همینجاست در خاک سرزمین او... مسیحا بین او و صخره‌ای که خود تأویلش را می‌داند حائل خواهد شد. پادشاه ماموریت خود را به سرانجام رساند و مسیحا روزی در زیر تابش خورشید حقیقت را در مورد او افشاء خواهد کرد!

شنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۲ | 11:36
نرگس

خواب آشفته تاریخ

خاطرم هست که حدود ده یا دوازده سال پیش شعری نوشتم که سرآغاز آن اینگونه شروع می‌شد: این خواب آشفته تاریخ را چه کس تأویل خواهد کرد؟ البته که تاریخ را تفسیری و تأویلی هست. این روزها تفسیر تاریخ را می‌نویسم و البته این رخدادها را تأویلی است و تأویل آن روزی آشکار خواهد شد...آری انقلاب 57 را تفسیری و البته تأویلی است و چه کس این "خواب آشفته" را تأویل خواهد کرد؟

پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ | 16:31
نرگس

خرید تسلیحات نظامی

چرا محمدرضا شاه پهلوی برای خرید تسلیحات نظامی و تجهیز ارتش هزینه هنگفتی می‌کرد؟ این پرسشی است که خصوصا در دهه 50 مدام روزنامه‌ها و رسانه‌های غربی که پروپاگاندای تمام عیاری را علیه دولت ایران آغاز کرده بودند، می‌پرسیدند. شاه خطاب با این روزنامه ها مکررا می‌گفت: من بنا به دلایلی نمی توانم آشکارا بگویم که به چه دلیل این کار صورت می گیرد و به کنایه می گفت: ما دقیقا به همان دلایلی خودمان را تجهیز می‌کنیم که امریکا، کشورهای اروپای غربی و شوروی خود را تجهیز می کنند. به یک معنا محمدرضا شاه به کنایه خطاب به غربی‌ها و امریکایی ها می‌گفت: چرا اینکه شما خود را تجهیز می‌کنید یک اتهام نیست اما اگر ما خودمان را تجهیز کنیم یک اتهام است؟ اما برخلاف آن پروپاگاندایی که علیه شاه و دولت ایران راه انداخته بودند دلیل آن هزینه‌هایی که برای خرید تسلیحات نظامی می شد سرکوب مردم ایران نبود. شاه از دهه چهل وارد جنگ تمام عیاری با کمپانی های نفتی برای احقاق حقوق ایران شده بود و جبهه مشترکی علیه آنان در خاورمیانه تشکیل داده بود. او می دانست که این جنگ بر سر تعیین قیمت نفت حتما واکنش غربی ها و امریکایی ها را برمی انگیزد. کمپانی های نفتی از افزایش قیمت نفت متضرر می شدند و این طبیعتا آنان را برمی انگیخت که علیه کشورهای عضو اوپک اقدام کنند. ولو اینکه در سال 1352 با اعلام افزایش قیمت نفت امریکا اعلام کرد که مجلس سنای آن این اجازه را بدو می دهد که در صورت تهدید به خفقان اقتصادی علیه کشور تهدید‌کننده اقدام نظامی کند. جرالد فورد بارها تهدید نظامی خود علیه کشورهای تولیدکننده نفت را تکرار کرد. این دقیقا چیزی بود که محمدرضا شاه احتمال آن را می داد و برای مقابله با چنین تهدیدهای نظامی بود که مدام اقدام به خرید تجهیزات نظامی می کرد. برای اینکه اگر با افزایش قیمت نفت کار بدانجا کشید که کمپانی های نفتی ایران را تهدید به حمله نظامی کند بتواند مقاومت و مقابله کند. چنانچه وقتی امریکا تهدید نظامی خود را طرح کرد شاه با اعتماد به نفس گفت: امروز کسی جرات حمله به ایران را ندارد یا بعدها گفت ایران قبلا دو بار اشغال نظامی شد و این دویی است که ما هرگز اجازه نخواهیم داد که سه شود. اما پروپاگاندای غرب علیه شاه خرید این تسلیحات نظامی را چنین در جهان بازنمایی می کرد که دولت ایران در واقع ماشین سرکوب خود را علیه مردم‌اش تجهیز می کند. قدرت این پروپاگاندا تا آنجا بود که هنوز هم برخی فکر می کنند دلیل خرید آن تجهیزات سرکوب داخلی بوده است در حالی که آن تجهیزات خریداری می شد تا از استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر تهدیدهای احتمالی کمپانی های نفتی دفاع شود. البته محمدرضا شاه باید می دانست حمله نظامی همواره برای کشور متجاوز هزینه های بسیاری دارد و از سوی دیگر چهره آن را در فضای بین‌الملل مخدوش می کند پس تا وقتی که می‌توان از طریق یک انقلاب ساختگی به مقصود خود رسید چرا باید هزینه یک حمله نظامی را برخود حمل کرد؟!!

پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ | 10:50
نرگس

وعده‌های پوپولیستی

سال 1350 شاه در یک مصاحبه مطبوعاتی می‌گوید:« مسخره است که یک نفر از میان صد هزار نفر بتواند حرکت ملتی را متوقف کند. کشوری که چنین اجازه ای بدهد به عصر حجر باز خواهد گشت. ما در کشورمان انقلابی به وجود آورده ایم که نظم اجتماعی را تغییر داد. در چنین کشوری چرا باید ناراحتی وجود داشته باشد؟ چه چیزی را تحریک کنندگان می توانند به کارگران و روستائیان قول دهند؟ مطمئن باشید که آنها آزادی کامل را از بین خواهند برد. آنها از خارج دستور می‌گیرند.» خب شاه آن زمان فکر نمی‌کرد که جریان پوپولیستی در ایران بر سر کار می‌آید که وعده برق، آب، اتوبوس و مسکن "مجانی" و تشکیل امت واحده توحیدی را به مردم می‌دهد... وعده‌ای که ذهن هر اقتصاددان و جامعه‌شناسی را متحیر می‌کند...یعنی خود کمونیست‌ها هم چنین وعده‌ای برای کمون ثانویه نمی‌دادند

دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ | 12:26
نرگس

سندی هست!

محمدرضا شاه جایی در مصاحبه‌های مطبوعاتی درمورد ناآرامی‌های گاه به گاهی که پدید می‌آمد می‌گوید: اینها کار مارکسیست‌هایی است که در دانشگاه‌های انگلیس آموزش دیده‌اند! به نظرم درست تحلیل می‌کرد وگرنه چرا باید در اوج منازعات ایران با کمپانی‌های نفتی و در وضعیتی که امریکا علنا ایران را به خاطر افزایش قیمت نفت تهدید می‌کند، اپوزیسیون دولت را به وابستگی به امریکا متهم کند؟ در سال 1353 مجلس سنای امریکا به علت افزایش قیمت نفت کمک‌های نظامی خود را به ایران قطع می‌کند.کی‌سینجر وزیر امور خارجه امریکا کشورهای تولیدکننده نفت را تهدید می‌کند که اگر روند افزایش قیمت نفت ادامه پیدا کند مخاطرات سیاسی-امنیتی برای آنها به دنبال خواهد داشت. تهدیدهای رئیس جمهور و وزیر امور خارجه امریکا خطاب به ایران و کشورهای تولیدکننده نفت بیشتر از آن است که بتوان آنها را نادیده گرفت. آنها مدام کشورهای عضو اوپک را تهدید می‌کنند که با ادامه این سیاست نفتی اقدام به اشغال چاه‌های نفت خواهند کرد و یا به قدرت نظامی متمسک خواهند شد. در همین زمان است که محمدرضا شاه در مصاحبه با رسانه‌های امریکایی می‌گوید: چشم آبی‌ها باید از خواب خودپسندی بیدار شوند. در همین زمان است که وزیر امور خارجه ایران(خلعتبری) در واکنش به تهدیدهای کی‌سینجر می‌گوید: هر گونه اقدام شما با واکنش شدید کشورهای عضو اوپک رو به رو خواهد شد و ایران به هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد که در تصمیمات داخلی آن مداخله کند. البته سرانجام کمپانی‌های نفتی بار دیگر در برابر کشورهای عضو اوپک به زانو در آمدند و قیمت نفت افزایش 17 درصدی پیدا کرد. در همین زمان کشورهای عضور اوپک از محمدرضا شاه به خاطر افزایش قیمت نفت تشکر کردند. در همین زمان بود که اندک اندک ناآرامی‌های ایران آغاز شد... آنهایی که می‌گویند انقلاب 57 ساختگی نیست و سندی برای آن وجود ندارد تمام تهدیدهای علنی امریکا در سالهای 1352 تا 1353 را نادیده می‌گیرند... این مطلب در تمام روزنامه‌های آن دوره منتشر شده که امریکا صراحتاً گفته است: افزایش قیمت نفت مخاطرات سیاسی و امنیتی به دنبال خواهد داشت!

شنبه هشتم مهر ۱۴۰۲ | 11:11
نرگس

رمان

مدتهاست که ایده نوشتن یک رمان در ذهنم می‌چرخد. ترسیم یک وضعیت وجودی و یک مسئله فلسفی _جامعه‌شناختی منحصر بفرد و خاص... اکثریت ایده آن را احساس نکرده یا زیسته‌اند و این وضعیتی است که تجربه معدودی از انسانها را ترسیم می‌کند اما مطمئنا اکثریت با ترسیم این کشاکشها، افقها و پرسش‌های نوین می‌تواند لحظات بودنی از نوع دیگر را لمس کند و پنجره دیگری رو به هستی در برابر خود بنگرد... مقصود هم همین گشودن درها و پنجره‌های نوین رو به هستی است شاید کسی با دیدن آنها خواست از در دیگری وارد شود! نوشتن این رمان برای من می‌تواند خلق‌الساعه باشد چون تمام آن دیالوگها و کاراکترها مدتهاست که در من زندگی می‌کنند و نوشتن آن فقط بیرونی کردن آن چیزی است که در درون می گذرد!

پنجشنبه ششم مهر ۱۴۰۲ | 12:15
نرگس

پایانی که نزدیک می‌آید...

در سرای کسانی که بر خود ستم روا داشتند سکونت گزیدید و برای شما آشکار گردید که با آنان چه کردیم و مثلها برای شما زدیم. آنان نیرنگ خود را به کار بردند و سزای نیرنگشان با خداست، هر چند کوهها از نیرنگشان از جای کنده می‌شد. پس هرگز گمان مبر که خداوندگار وعده خود را با رسولانش خلاف می‌کند که او شکست ناپذیر انتقام گیرنده است!

44_47 ابراهیم

سه شنبه چهارم مهر ۱۴۰۲ | 22:13
نرگس

بشری مثل ما

پس سران قوم نوح گفتند: ما تو را جز بشری مانند خود نمی‌بینیم و جز جماعتی از فرومایگان ما آن هم نسنجیده نمی‌بینیم کسی تو را پیروی کرده باشد و شما را بر ما برتری نیست بلکه ما شما را دروغگو می‌دانیم.

27 هود

سه شنبه چهارم مهر ۱۴۰۲ | 0:54
نرگس

نسل انقلاب

عمق فاجعه‌ی انقلاب 57 اینجا آشکار می‌شود که اگر شما همین حالا بروید از کسانی که به اصطلاح نسل انقلاب محسوب می‌شوند و در این رخداد مشارکت داشته‌اند بپرسید که یک کم در مورد متن تاریخی سن موریتس که در بهمن 1351 نگاشته شد برای ما توضیح دهید یا مثلا در مورد قرارداد کنسرسیوم نفت 1333 که در جریان مذاکرات 1351 تا حدی زیادی تغییر کرد کمی برای ما صحبت کنید یا مثلا توضیح بدید که دولت هویدا طبق چه سیاست اقتصادی از ایده انقلاب صنعتی دفاع می‌کرد من بدون کوچک‌ترین تردیدی مطمئنم چیزی نمی‌دانند و حرفی برای گفتن ندارند...نه اینکه فکر کنیم صرفا عوام بی‌اطلاع بودند حتی برخی چهره‌های موثرتر و شاخص‌تر هم مطلقا چیزی در مورد متن سن موریتس نمی‌دانند... همین‌هایی که حالا ژست روشنفکری می‌گیرند هم نمی‌دانند...اینان آن روزهای انقلاب دهان گشادی بودند که علیه وابستگی دولت پهلوی در خیابان‌ها شعار می‌دادند... همینقدر دچار بلاهت!

یکشنبه دوم مهر ۱۴۰۲ | 10:42
نرگس

خبر دادن

در کتاب مقدس سخنی است که مدام تکرار می‌شود و آن اینکه: سرانجام به سوی خداوندگار باز می‌گردید و او شما را از آنچه انجام می‌دادید، باخبر خواهد کرد. سخنی است که در ظاهر معنای ساده و بسیطی دارد اما در واقع چنین نیست. آنکس که بی‌هیچ تأملی این سخن را می‌خواند لحظه‌ای از خود نمی‌پرسد که چه معنا دارد اینکه خداوند انسان را از آنچه انجام می‌دهد خبر دهد؟ مگر جز این است هر انسانی معنای عمل خویش را می‌داند و از قصد و مقصود خود آگاه است. پس اینکه خداوند می‌گوید شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر خواهم داد چه معنا دارد؟ مگر آدمی خود معنای آنچه را انجام می‌دهد، نمی‌داند که دیگری بخواهد او را از عملش آگاه کند؟ هر انسانی می‌تواند تمام کارهایی را که در طول یک روز انجام داده و قصد و منظور خود را از آن شرح دهد پس او به یک معنا از عمل خود آگاه و باخبر است. در این صورت باز این پرسش به میان می‌آید که چرا باید خداوندگار انسان را از آنچه خود از آن باخبر است، خبر دهد؟ پاسخ این پرسش را فلسفه و جامعه‌شناسی می‌تواند بدهد. یک فیلسوف می‌تواند بفهمد که منظور از این خبر دادن چیست. آنجا که خداوندگار از باخبر کردن انسان از عملش سخن می‌گوید مقصود او معنایی که آن عمل در جزئیت دارد نیست بلکه مقصود او معنایی است که هر عملی در کلیت دارد. معنای عمل در جزئیت چیزی است که هر انسان بدان واقف است و او را احتیاج به کسی نیست تا او را از معنای عملش آگاه کند. اما معنای عمل در کلیت از عامل آن پنهان است و او از آن خبر ندارد. پس تنها کسی می‌تواند از این معنا بدو خبر دهد که واقف بر کلیت باشد. معنای یک عمل در جزئیت و کلیت یکی نیست. یک عمل می‌تواند در کلیت معنا و حتی سرانجامی متفاوت از چیزی داشته باشد که در جزئیت دارد. به عبارتی یک انسان ممکن است عملی را با قصد خاصی انجام دهد اما ماحصل آن چیزی فراتر از مقصود اولیه آن باشد. این به یک معنا همان چیزی است که در جامعه شناسی از آن تحت عنوان پیامدهای خواسته و پیامدهای ناخواسته یاد می‌شود. پیامدخواسته آن چیزی است که هر کنشگری از عمل خود قصد می‌کند اما پیامد ناخواسته عمل آن چیزی است که کنشگر هرگز آن را قصد نکرده بود و حتی احتمال هم نمی‌داد که ممکن است عملش چنین نتیجه‌ای به بار آورد. اما شگفتی همین جاست که جامعه‌شناس خود را در جایگاه خبر دادن از پیامدهای ناخواسته عمل می‌داند. این چیزی است که وبر در بحث از علم جامعه‌شناسی بر آن تأکید می‌کند یعنی اینکه جامعه‌شناس باید تنها به بررسی پیامدهای خواسته و ناخواسته کنش بپردازد. کاری که او در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری انجام می‌دهد. آنجا وبر پیامدخواسته ریاضت‌کشی مسیحی و پیامدناخواسته آن را بررسی می‌کند و به یک معنا پیروان کالونیسم را از پیامدناخواسته باورهای‌شان خبر می‌دهد. این همان جایگاهی است که در الهیات، خداوند به مثابه کلیت برای خود قائل است. او از عمل انسان بدو خبر می‌دهد اما نه خبر دادن از قصد و مقصود جزئی که خودش نیز بر آن واقف است بلکه از معنایی بدو خبر می‌دهد که عملش در کلیت یا در یک فرایند کلی یافته و این همان خبر دادن از پیامدناخواسته عمل است. چه بسا ماحصل کنشی در کلیت حتی ضد آن باشد چنانچه وبر می‌گوید پیامد ناخواسته ریاضت‌کشی مسیحی مطلقا چیزی نبود که پیروان کالونیسم اراده کرده بودند. پس چون نیک بنگری می‌بینی که خداوندگار و جامعه‌شناس هر دو در یک جایگاه قرار می‌گیرند و آن: خبر دادن به انسانی است که معنای جزئی عمل خود را می‌داند اما از معنای کلی آن در فرایندی فراتر بی‌خبر است!

آیه:«الینا مرجعکم فینبئکم بما کنتم تعلمون» آیه 23 یونس

شنبه یکم مهر ۱۴۰۲ | 21:58
نرگس
مشخصات وب
شکافتن تاریکی
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • جامعه‌شناسی
  • فلسفی
  • سیاسی
  • الهیاتی
  • ادبی
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شکافتن تاریکی محفوظ است .