شکافتن تاریکی

تأملاتی پیرامون جامعه شناسی، فلسفه و الهیات رهایی بخش

پژوهش زنانه

امروز داشتم به مسئله موقعیت‌مندی پژوهشگر در تحقیق فکر می‌کردم متوجه شدم که چقدر تز دکتری من زنانه است. رویکرد نظری زنانه، مفهوم‌شناسی زنانه و در نهایت تحلیل مسئله با تکیه بر نظریه‌پردازان زن: لمبتن، پیگولوساکایا، اسکاچپل، نیکی کدی، اسپیواک، لدویت.... البته اسپیواک کجا و امثال لمبتن کجا

یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۲ | 17:5
نرگس

کودک

این روزها مدام جمله‌ای در ذهنم می‌چرخد: به ملکوت آسمان وارد نمی شوید مگر اینکه مانند کودکان شوید. اینکه عیسی چه می‌دید و چه می‌دانست که چنین میگفت بماند!

شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ | 11:59
نرگس

وطن برای استعمارگر

مسئله هنوز و همچنان برای ما استعمار است اما استعماری که حیطه مداخله و تسری خود را به مراتب بیش از پیش گسترش داده است. حالا استعمار برای اینکه بماند روابط خرد انسانی را نیز کنترل می‌کند و بخشی را علیه بخشی دیگر به کار می‌گیرد. دولت علیه ملت و بخشی از ملت علیه ملت. اینجا همان لحظه‌ی حیرت آوری است که افراد یک سرزمین به ستیز با بخش دیگر برمی‌خیزند برای اینکه منافع استعمارگر را حفظ کند. استعمارگر افراد همان خاک را چونان عروسک‌های خیمه شب بازی برای حفظ قدرت خویش به کار می‌گیرد. نتیجه اینکه در چنین جامعه‌ای روابط انسانی و اخلاقی مختل است. نمایش... تظاهر... دروغ... فریب... بر روابط انسانی حاکم می‌شود. استعمار تنها خاک وطن را تصاحب نمی‌کند قلبها را تصاحب می‌کند.. ذهنها را تصاحب می‌کند... جسمها را تصاحب می‌کند... روحها را تصاحب می‌کند. چنین می‌شود که جسم افراد یک ملت بدل به جسم استعمارگر می‌شود. ذهن افراد یک ملت ذهن استعمارگر می‌شود. در این وضعیت پاره‌ای از افراد سرزمین که خود را تمام قد در اختیار استعمارگر نهاده‌اند بر علیه وطن و هم‌وطن خویش برمی‌خیزند تا وطن برای استعمارگر بماند! حقارت وجودی آدمیان همیشه دستاویز قدرت و قدرتمندان می‌شود... وای از آن زمانی که انسانهای حقیر بر اریکه قدرت تکیه زنند!

سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۲ | 21:20
نرگس

انکشاف

این احوالات اشراق‌گونه احتمالا غریب به نظر آید که در روزهایی که خداوندگار به نیرنگ از مرگ خویش با من سخن می‌گفت من نیز از نفی مطلق دولت سخن می‌گفتم! تا آنگاه که پی به معنای آن بشارت شگفت یعنی "خودنجات‌دهندگی" بردم و دریافتم که خدوندگار در چه زمان و در چه لحظه برای تحقق این بشارت حاضر خواهد شد؛ پس آنگاه بعد از این انکشاف بود که من از ضرورت وجود دولت دموکراتیزه شده دفاع کردم! شگفتا از خداوندگار و دولت!

یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲ | 13:23
نرگس

انسانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲ | 0:40
نرگس

انکار آگاهانه

پس موسی را با نشانه‌های نه گانه به سوی فرعون فرستادیم. و آنگاه که نشانه‌های روشنگر ما به سویشان آمد گفتند: این سحری آشکار است. و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت از روی ظلم و تکبر آن را انکار کردند. پس بنگر فرجام فسادکاران چگونه بود.

نمل

در کتاب مقدس به شکلی از انکار هم اشاره شده که از روی جهل و ناآگاهی نیست اتفاقا انکاری آگاهانه است. می‌گوید با آنکه یقین داشتند که موسی فرستاده است و نشانه‌ها آن را تایید می‌کرد با این وجود انکارش کردند! کتاب مقدس البته می‌گوید بدا به حال آنان که آگاهانه انکار می‌کنند زیرا جز نیستی در "زمان مقرر" انتظار آنان را نمی‌کشد.

شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ | 1:4
نرگس

قریب‌الوقوع

مسئله فروپاشی ساختار سیاسی در ایران امری است که در وهله اول به دلایل کاملاً جامعه‌شناختی به امری قریب‌الوقوع تبدیل شده....ساختار اجتماعی و دگردیسی‌هایی که در آن پدید آمده به ما می‌گوید که این فروپاشی لاجرم رخ خواهد داد...

جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ | 10:21
نرگس

به مناسبت 8 مارس

امروز 8 مارس است و یک سال و اندی از جنبش زن، زندگی، آزادی می‌گذرد. من فکر می‌کنم جنبش زنان باید مسئله‌ای را مدام مد نظر داشته باشد و آن بازاندیشی و نقد خویشتن است. در تجربه اعتراضات یک سال اخیر باید تأمل کرد و نقد جنبش زنان را مورد توجه قرار داد. وضعیت کنونی زنان صرفاً نمی‌تواند تبعات یک جامعه مردسالار یا حکومتی مردسالار باشد. جنبش زنان باید در کاستی‌ها و نقصان‌های خود نیز تأمل کند و سهم خود را در بازتولید سلطه‌ای که بر آن روا داشته می‌شود، نادیده نگیرد. یکی از خطاهای استراتژیکی که جنبش زنان ایران مرتکب شد و تاوان بزرگی هم به خاطر آن پرداخت همدست شدن با جریان مذهبی ارتجاعی در انقلاب 57 بود. علی‌رغم اشکالاتی که ساختار سیاسی دولت پهلوی داشت اما نباید هرگز فراموش کرد جنبش زنان در سال 57 علیه حکومتی به اعتراض پرداخت که تا حد زیادی فضا و بستر را برای کنشگری زنان فراهم کرد. انقلاب سفید شاه یک شعار شناخته شده داشت و آن این بود که این انقلاب زنان را آزاد کرد. باید توجه داشت مشروطه‌ای که در سال 1285 در ایران استقرار یافت به یمن مخالفت روحانیون با اعطای حق آزادی و برابری به زنان در واقع بدل به مشروطه ناقصی شد که حقوق شهروندی زنان در قانون اساسی آن لحاظ نشده بود. در این قانون اساسی زنان حق رای نداشتند و حق برابری آنان به رسمیت شناخته نشد. با انقلاب سفید بود که در این مشروطه ناقص بازاندیشی شد و قانون انتخابات اصلاح شد و حق شهروندی زنان به رسمیت شناخته شد. اما دولت پهلوی تنها به اعطای حق رای به زنان اکتفا نکرد بلکه بستر را برای کنشگری فعال زنان در عرصه سیاست و اجتماع فراهم کرد. زنان در فاصله کوتاهی بعد از اینکه حق رای پیدا کردند توانستند در کابینه امیرعباس هویدا به سمت وزیری دست پیدا کنند. در حالی که طی 45 سال حکومت جمهوری اسلامی تنها یکبار زنان به سمت وزیری دست پیدا کردند. برخی زنان معاون و برخی دیگر مااند دولتشاهی سفیر ایران در دانمارک شدند. سازمان زنان ایجاد شد و به واسطه حضور زنان در مجلس شورای ملی و سنا قانون حمایت از خانواده تصویب شد. در همین زمان شاه کتاب انقلاب سفید را نوشت و من توصیه می‌کنم که زنانی که گرایش فمنیستی دارند حتماً فصل کوتاهی را که به اصل اصلاح قانون انتخابات اختصاص داده شده مطالعه کنند تا ببیند که محمدرضا شاه پهلوی با چه ادبیاتی از حقوق زنان دفاع کرده است. این به معنای نادیده‌گیری نواقص و اشکالاتی که ساختار سیاسی دولت پهلوی داشته نیست اما به نظرم زنان با همدست شدن با جریان ارتجاعی مذهبی در انقلاب 57 نهایت ناسپاسی را نسبت به ساختار سیاسی که برای به رسمیت شناختن حقوق شهروندی آنها تلاش کرده بود به جا آوردند و البته تاوان بزرگی برای آن پرداختند. زنان با جریان مذهبی همراه شدند که در سال 1342 به خاطر اعطای حق رای به آنان به مخالفت با دولت پهلوی برخاستند. زنان نامه‌نگاری‌های روحانیون با دولت در جهت لغو حکم اعطای حق رای به آنان را نادیده گرفتند در حالی که کافی بود متن یکی از آن نامه‌ها را می‌خواندند تا ببیند که این جریان تا چه نگاه سخیفی به زنان چه ستیزی با حقوق آنان دارد. اما جنبش زنان گویا واقعه 1342 را فراموش کرد و در سال 1357 تبدیل به یکی از کنشگران فعال انقلاب علیه دولتی شد که برای آزادسازی زنان تاوان پرداخته بود. زیرا باید توجه یکی از دلایلی که دولت پهلوی آماج حملات روحانیون قرار گرفت مسئله زنان بود. در این کلیپ زن زرتشتی را می‌بینید که در جریان رفراندوم 58 دارد توضیح می‌دهد که چرا به جمهوری اسلامی رای داده است و اینجاست که هر بیننده عاقلی از سخنان او دچار حیرت می‌شود. او به عنوان یک زن و به عنوان یک اقلیت مذهبی دارد به حکومتی رای می‌دهد که به دلایل دینی هم با حقوق زنان سر ستیز دارد و هم با حقوق اقلیت‌های مذهبی. و تعجب باز هم بیشتر می‌شود که آگاهانه می‌گوید که به جمهوری اسلامی رای می‌دهد و گویا لحظه‌ای به این فکر نمی‌کند که قید اسلامی بودن چه محدودیت‌هایی برای او به عنوان یک زن و به عنوان یک زرتشتی می‌تواند داشته باشد. مسئله در فراموشی رخدادهای تاریخی است زیرا این زن زرتشتی که از قضا زن تحصیل‌کرده‌ای هم هست گویا فراموش کرده که در سال 1341 وقتی که دولت لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را طرح کرد باز این جریان ارتجاعی مذهبی بود که با این لایحه به مخالفت پرداخت زیرا در این لایحه به "زنان و اقلیت‌های مذهبی" اجازه رای داده شده بود. جنبش زنانی که از حتی تاریخ نزدیک خود را فراموش می‌کند و تبدیل به کاتالیزر یک انقلاب ارتجاعی می‌شود البته سزاوار سرزنش است. شاید کسانی که در جنبش زنان سال‌های انقلاب کنشگری داشتند از فریب خوردن خود سخن به میان آوردند چنانچه بعدها بسیاری از کنشگران انقلاب به این فریب خوردن اعتراف کردند اما این توجیه خطای استراتژیک جنبش زنان است آن هم زنانی که تحصیل‌کرده بودند. بنابراین جنبش زنان باید از این موضع‌گیری نسبت به خود که همواره نقش قربانی را داشته پرهیز کند زیرا در پاره‌ای از وضعیت‌ها در اعمال سلطه بر خویشتن با نیروهای ارتجاعی همدست شده است. این بازاندیشی‌ها و پذیرش خطاها ضرورت دارد زیرا جنبش زنان همینجا و هم‌اینک نیز می‌تواند باز هم خطاهای پیشین خود را تکرار کند و این بار در دام اپوزیسیون‌سازی حکومت کنونی بیفتد و با جریان‌هایی همراه و هم‌راستا شوند که در واقع خواستار چیزی جز انحراف جنبش زنان نیستند.

پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲ | 15:15
نرگس

فاجعه انتخابات

انتخابات مجلس 1402 حکومت را در بهت و شوک فرو برده است... اکثریت خاموشی که شرکت نکردند...تعداد کثیر آراء باطله...عدم کسب حد نصاب برخی نمایندگان مسئله‌ای است که قطعا اتاق فکر حکومت را به فکر فرو برده! بی دلیل نبود که خاتمی بی‌درنگ اعلام کرد که در انتخابات شرکت نکرده. احتمالاً این اولین واکنش اتاق فکر حکومت به فاجعه انتخابات بود... حالا باید بنشینند و به این فکر کنند که با این ریزش گسترده حامیان در بدنه جامعه چه باید بکنند؟ روزهای سختی در پیش خواهند داشت در وضعیتی که اصلاح‌طلبان به اندازه اصول‌گرایان دچار زوال مشروعیت شده‌اند. دیگر حکومت نمی‌تواند به سهولت بازی همیشگی چرخش بین اصلاح‌طلب و اصول‌گرا را پیش ببرد... آیا پایان نزدیک نیست؟

دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۲ | 10:37
نرگس

مشیت

امروز کتابی از یک نویسنده امریکایی در مورد انقلاب 57 می‌خواندم. از لحن سراسر خشم نویسنده کتاب نسبت به پادشاه که بگذریم مدام در کتابش ادعای شاه در مورد رسالت و ماموریتش برای ایران را به سخره می گرفت و با کنایه بدان اشاره می‌کرد. می‌نویسد: شاه ایران حتی تا آخرین لحظه مرگ خویش خود را تحت مشیت خداوندگار می‌دانست حتی وقتی که رژیم او سقوط کرده بود...به کنایه بدین مسئله اشاره می‌کند که رسالت شاه به سرانجام نرسید یا به عبارت دیگر ما امریکایی‌ها اجازه آن را ندادیم...امریکایی‌ها چطور اینقدر در این مورد مطمئن هستند؟! امریکایی‌ها از مشیت خداوندگار چه می‌دانند؟

یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ | 16:32
نرگس

بحران مشروعیت

انتخابات 11 اسفند مجلس با رقم زدن پایین ترین میزان مشارکت عمق بحران حکومت را نشان می‌دهد. بحران و چالشی که دیروز بدنه حکومت با تمام وجود احساس کرد. میزان مشارکت قطعا کمتر از 40 درصدی است که اعلام کرده‌اند و این یعنی مشروعیت حکومت بیش از هر زمان دیگری متزلزل شده است. دیگر نمی‌توانند توهم خوداکثریت‌پنداری داشته باشند. این روی گردانی از ساختار سیاسی در وضعیتی که حکومت در حل بحران اقتصادی و مسئله زنان با چالش رو به رو شده است یعنی باید انتظار اعتراضات فراگیر دیگری را داشت... کسانی که اصرار دارند بگویند اعتراضات فراگیر به دلیل بی‌راس بودن اثر و نتیجه ای نمی تواند داشته باشد متوجه نیستند که همین اعتراضات نقش جدی در کاهش مشروعیت حکومت داشته و تأثیر مستقیمی بر میزان مشارکت در انتخابات گذاشته. کافی است تأثیر اعتراضات 98 را بر میزان مشارکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و تأثیر اعتراضات 1401 را بر میزان مشارکت انتخابات دیروز را در نظر داشته باشند... به هر حال باید توجه داشت که انقلاب‌ها زمانی نزدیک می‌شوند که ساختار سیاسی بیش از هر زمان دیگری دچار بحران مشروعیت شده باشد. صدای پای انقلاب‌ها در چنین وضعیت‌هایی در خیابان‌ها طنین می‌اندازد... اندک اندک اما حتما نزدیک می‌شود!

شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۲ | 23:15
نرگس

بدیهی‌انگاری‌های مزمن

دارم یه مقاله از ابراهیم توفیق در مورد مدرنیسم و شبه پاتریمونیالیسم می‌خونم واقعا آدم احساس تأسف می‌کنه از این کارهای غیردقیقی که خودشون رو ملزم نمی‌بینن که مستدل در مورد دعاوی‌شون بحث کنن. در هر یک صفحه حداقل چندین ادعای چالش‌برانگیز مطرح می‌کنه که برخی‌هاشون رو خیلی بدیهی می‌پذیره. در حالی که در مورد هر کدام از آن ادعاها باید کلی بحث کرد تا قابل قبول باشن. در ایران اغلب برخی از افراد بی‌ دلیل کاریزمای علمی پیدا می‌کنن و احتمالا اغلب افراد وقتی این مقاله رو می‌خونن فکر می کنن عجب ایده ناب و تحلیل درخشانی ارائه شده در حالی که اشکالات خیلی جدی داره هم به لحاظ رویکرد تئوریک و هم به لحاظ روش‌شناسی و هم به لحاظ منابعی که بررسی کرده. این ادعا رو نمی‌شه با این منابع اثبات کرد مگر اینکه کلاً بحث علمی دغدغه اصلی نباشه و فقط دنبال تدوین گزاره‌های سیاسی و کلی باشیم. گزاره‌های کلی بی‌بنیاد و کم مایه...!

جمعه یازدهم اسفند ۱۴۰۲ | 23:40
نرگس

رفراندوم آری یا خیر؟

این سالها که اعتراضات در ایران پا گرفته مدام از معترضان شنیده میشه که یک راه حل گذشتن از وضعیت موجود برگزاری رفراندوم است. ما از دوره پهلوی دوم تا حالا سه بار تجربه برگزاری رفراندوم رو داشتیم. یکی دوره مصدق که رفراندوم برگزار کرد و مجلس هفدهم رو بدین واسطه منحل کرد. یکی رفراندوم 1341 که شاه به واسطه آن اصول ششگانه خود را تصویب کرد و در آخر رفراندوم 1358 که به واسطه آن نوع ساختار سیاسی ایران بعد از انقلاب تعیین شد. به نظر من هیچ کدام از این رفراندوم ها راهی به دموکراسی نگشودند. اصولا رفراندوم استراتژی گذار به وضعیت دموکراتیک نمی‌تواند باشد. اغلب رفراندوم را راه اظهار نظر اکثریت در نظر می‌گیرند و فراموش می‌کنند که رفراندوم بسیار قابل دستکاری شدن است. دستکاری شدن را هم اگر کنار بگذاریم مسئله این است که به واسطه رفراندوم لزوما مردم سخن نگفته‌اند و اظهار نظر نکرده‌اند. تعیین شکل ساختار سیاسی جز از طریق ایجاد فضاهای دموکراتیک برای گفتگو کردن و رسیدن به اجماع عمومی نمی‌تواند میسر باشد. به همین دلیل کسانی مانند اشمیت از ضرورت گفتگو برای گذر به وضعیت‌های دموکراتیک بحث می‌کنند. همچنانکه فریره سرآغاز هر انقلابی را گفت و شنود می‌داند که اگر نادیده انگاشته شود می‌تواند به بازتولید ساختار استبدادی بینجامد. ولواینکه تجربه انقلاب‌های قرن بیستم این را تا حد زیادی اثبات می‌کند. معترضان باید بدانند اگر قرار باشد که ما بخواهیم از چرخه دیکتاتوری که سالهاست گرفتار آن هستیم رهایی پیدا کنیم راه حل آن برگزاری رفراندوم نیست. شاید برخی بگویند رفراندوم 1358 اشکال داشت و اگر مثلا یک رفراندوم با گزینه‌های متکثر برگزار می‌شد احتمالا ساختار سیاسی ما اکنون دموکراتیک تر بود. اما من با این ایده نیز مخالفم. دموکراسی نمی‌تواند جز از مجرای ایجاد فضاهای دموکراتیک برای گفتگو ایجاد شود. نمی‌توان بدون اینکه اصلی ترین مقولات مانند آزادی، عدالت، برابری و حقوق شهروندی را تبدیل به یک پروبلم سیاسی و فکری برای مردم کرد بستر را برای گذر برای دموکراسی رادیکال فراهم کرد. حتی اگر یک رفراندوم متکثر نیز برگزار شود بدون گفت و شنود در کوتاه مدت ساختارهای سلطه مجددا بازتولید خواهند شد. این همان ایده ناب فریره است که می‌گوید اگر انقلاب گفت و شنود را کنار بگذارد بعدا به ضد خود تبدیل خواهد شد. زیرا انقلابی بدین صورت تنها به ایجاد یک جامعه توده‌ای منجر خواهد شد و جامعه توده‌ای نمی‌تواند حافظ ساختارهای دموکراتیک باشد.

سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲ | 11:54
نرگس

هان ای داود

هان ای داود با من به محراب بیا... من آواز خویش را به محراب خواهم آورد و تو نیز با بربط خویش بیا. هان ای داود سراینده سرودهای کوه‌های بلند برخیز و با بربط خویش عزم رفتن کن... ای پادشاه اورشلیم با من به نزد آن عرش اهورایی بیا... من سرود خویش را خواهم خواند و تو نیز سرود خویش را بخوان. تو میدانی و من می‌دانم که آنجا پادشاه قدوس انتظار شنیدن آوای نوینی را می‌کشد. تو میدانی و من می‌دانم که پادشاه پادشاهان سرود و نیایش را با آوای موسیقی چه بسیار دوست می‌دارد. هان ای داود... با من به محل عرشی بیا که تو می دانی و من می‌دانم که اینک آن عرش همان عرش پادشاه زن است. خواهی پرسید کجا؟ خواهم گفت در معبد سلیمان... آری با آوای خویش به معبد سلیمان بیا زیرا اینک جهان آبستن سرود و آوای دیگری است. پادشاهان ردای سرخ بر تن کرده‌اند و رسولان با مشعلهای خویش وقوع آن رخداد مهیب را انتظار می‌کشند. هان ای داود.. ای که با زبان من سرود می‌خوانی و من با دهان تو آواز می‌خوانم با من گرداگرد آن عرش بیا که من تاریکی عمیق و ژرفی را می‌پیمایم و در این راه سرودهای تو را ای خویشتن من زمزمه می‌کنم. با من به محراب بیا آنجا که ناممکن ممکن انتظار می‌کشد. با سرودی و با آوای نوینی به محراب بیا آنجا گل‌هایی را خواهی یافت که تنها در زمستان‌ها سرد و زمخت می‌رویند. با من به محراب بیا من از مسیری صعب‌العبور دسته‌ای از این گلها را برایت چیده‌ام. من گلهایم را به محراب خواهم آورد تو نیز بربط و آواز خویش را بیاور....

یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ | 20:30
نرگس

مغزهای کوچک

دیروز پژوهشگاه معلم بودم آنجا مجموعه کتاب‌هایی از نماینده سابق نهاوند در مجلس 21 دوره پهلوی موجود هست. آقای صفی پور که مدیر مسئول مجله معروف امید ایران هم بوده است. کتاب‌های بسیار ارزشمندی داشته و از طریق همین کتاب‌ها می‌شود سطح نمایندگان دوره پهلوی را با حالا مقایسه کرد. توی مجموعه کتابهاش از داستایوفسکی، سیمون دوبوار، سارتر، ماکسیم گورکی، کازانتزاکیس و خیلی از کتاب‌های دست اول تاریخی پیدا میشه. دیروز در نهایت تعجب مجموعه کتاب‌هایی از تروتسکی هم پیدا کردم که البته به کار من میاد. این نماینده رو به لحاظ سطح فکری مقایسه بکنید با نمایندگانی که این روزها از طریق برگزاری دیسکو در خیابانها و دادن پلو در روستاها سعی دارند به مجلس راه پیدا کنند و قطع یقین در عمرشان یک کتاب از سارتر، پالمر و... نخوانده‌اند. در عوض به درس آموزی در مکتب سردار مباهات می‌کنند و میلیتاریزه شدن ساحت سیاست را آشکارا و غیرآشکار فریاد می‌زنند. مغزهای کوچکی که از تحقق اهداف بزرگ حرف می‌زنند اما دیگر گوشها شنوای آنها نیست.

یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ | 13:59
نرگس

دانش عامیانه

هیچ چیز به اندازه صحبت و گفتگو با مردم عامی برای من لذت بخش نیست. داده‌ها و اطلاعاتی که می توان از یک زن عامی روستایی به دست آورد گاه ارزشمندتر از تمام اسنادی است که در لابه لای تاریخ یافت می‌شود. اما شاید آن چیزی که بیشتر از هر چیز امروز من رو به وجد آورد این بود که بخش زیادی از آن مفهوم سازی ها و تحلیل هایی که در این مدت بهش رسیده بودم درست بود. این لحظه فوق العاده‌ای بود که من از زبان یک زن عامی روستایی چیزی رو شنیدم که پژوهشگران و متخصصان انکارش می‌کنند. ما عادت کرده‌ایم به شنیدن صدای متخصصان اما واقع امر این است که باید دانش مردم عادی رو جدی گرفت. امروز روستاییان اطلاعاتی در مورد تجربه‌ شان از اصلاحات ارضی و انقلاب سفید در اختیار من قرار دادند که به مراتب از پژوهش‌های سؤیافته ارزشمندتر بود. در مورد دو لحظه قبل از اصلاحات ارضی و بعد از اصلاحات ارضی حرف زدیم. زن روستایی خندید و گفت: «ما بعد از اصلاحات ارضی آزاد شدیم... خوشحال بودیم...شادی میکردیم... زمینهایمان دیگر برای خودمان بود... وضع مالیمان بهتر شده بود.» از او در مورد حق رای زنان پرسیدم چون یه کم فهمیدنش براش سخت بود بیشتر براش توضیح دادم. گفت: آره آن زمان ما هم در روستا شنیدم که گفتند: شاه زنان را آزاد کرده است!

تا به اینجای کار من از هیچ روستایی نشنیدم که بگوید بعد از اصلاحات ارضی وضعیت اقتصادی شان بدتر شده بود. همین چیزی که یک روستایی عامی تایید می کنه برخی متخصصان به یمن نادیده انگاری اسناد و شواهد انکار می‌کنند. دانش عامیانه معمولا توسط دانش آکادمیک به حاشیه رانده میشه در حالی که حالا بعضی از پژوهشگران در این موضوع گیری بازاندیشی کردن و کسی مثل لدویت از لزوم تعلیق حقیقت شخصی و شنیدن صدای خرده روایت های جماعت دفاع می‌کنه. امروز این تجربه گفتگو از هر جهت برای من عالی بود... این پروژه‌ای است که مایلم ادامه پیدا کنه... بسط دادن ایده‌ای تحت عنوان مطالعات فرودستان در خوانش ایرانی از طریق رفت و آمد در میدان و پژوهش نظری..

جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲ | 18:32
نرگس

در تنگ

عیسی مسیح: «فقط با عبور از در تنگ می‌توان به حضور خداوندگار رسید. جاده‌ای که به طرف جهنم می‌رود خیلی پهن است و دروازه‌اش نیز بسیار بزرگ و همه کسانی که به آن راه می‌روند به راحتی می‌توانند داخل شوند. اما دری که به زندگی جاودان باز می‌شود کوچک است و راهش نیز باریک و تنها عده کمی می‌توانند به آن راه یابند.»

انجیل متی باب 7

سه شنبه یکم اسفند ۱۴۰۲ | 22:36
نرگس
مشخصات وب
شکافتن تاریکی
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • جامعه‌شناسی
  • فلسفی
  • سیاسی
  • الهیاتی
  • ادبی
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شکافتن تاریکی محفوظ است .