آن روز خواهند پرسید: از چه روی او بدل به خدای تجسد یافته شد؟ عالم لاهوت پاسخ خواهد داد: از آن روی که او حد نهایی ضرورت و تعین را شکافت و ارادهاش هرگز مغلوب نشد. از آن روی که بر او لحظاتی بگذشت که حتی ارادههایی از برون در میل، احساس و اندیشهاش دخل و تصرف میکردند اما او اراده آنان را پس میزد و با توانی شگرف راه خویش میپیمود. از آن روی که او د رتاریکترین لحظاتی که بشر ممکن است درنگ کند، درنگ کرد اما در ظلمت فرو نرفت و میل به انسانیت و روشنایی در او نخفت. از آن روی که هزاران دست به مرداباش میکشیدند و او با سعیای شگرف خود را به بلندای کوه رساند...اینک او دگردیسی یافته و حالا ارادهای است که اگر بخواهد میتواند خورشید را از مغرب برون آورد... اینک او دارنده تمام اراده من است...