شکافتن تاریکی

تأملاتی پیرامون جامعه شناسی، فلسفه و الهیات رهایی بخش

خبر دادن

در کتاب مقدس سخنی است که مدام تکرار می‌شود و آن اینکه: سرانجام به سوی خداوندگار باز می‌گردید و او شما را از آنچه انجام می‌دادید، باخبر خواهد کرد. سخنی است که در ظاهر معنای ساده و بسیطی دارد اما در واقع چنین نیست. آنکس که بی‌هیچ تأملی این سخن را می‌خواند لحظه‌ای از خود نمی‌پرسد که چه معنا دارد اینکه خداوند انسان را از آنچه انجام می‌دهد خبر دهد؟ مگر جز این است هر انسانی معنای عمل خویش را می‌داند و از قصد و مقصود خود آگاه است. پس اینکه خداوند می‌گوید شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر خواهم داد چه معنا دارد؟ مگر آدمی خود معنای آنچه را انجام می‌دهد، نمی‌داند که دیگری بخواهد او را از عملش آگاه کند؟ هر انسانی می‌تواند تمام کارهایی را که در طول یک روز انجام داده و قصد و منظور خود را از آن شرح دهد پس او به یک معنا از عمل خود آگاه و باخبر است. در این صورت باز این پرسش به میان می‌آید که چرا باید خداوندگار انسان را از آنچه خود از آن باخبر است، خبر دهد؟ پاسخ این پرسش را فلسفه و جامعه‌شناسی می‌تواند بدهد. یک فیلسوف می‌تواند بفهمد که منظور از این خبر دادن چیست. آنجا که خداوندگار از باخبر کردن انسان از عملش سخن می‌گوید مقصود او معنایی که آن عمل در جزئیت دارد نیست بلکه مقصود او معنایی است که هر عملی در کلیت دارد. معنای عمل در جزئیت چیزی است که هر انسان بدان واقف است و او را احتیاج به کسی نیست تا او را از معنای عملش آگاه کند. اما معنای عمل در کلیت از عامل آن پنهان است و او از آن خبر ندارد. پس تنها کسی می‌تواند از این معنا بدو خبر دهد که واقف بر کلیت باشد. معنای یک عمل در جزئیت و کلیت یکی نیست. یک عمل می‌تواند در کلیت معنا و حتی سرانجامی متفاوت از چیزی داشته باشد که در جزئیت دارد. به عبارتی یک انسان ممکن است عملی را با قصد خاصی انجام دهد اما ماحصل آن چیزی فراتر از مقصود اولیه آن باشد. این به یک معنا همان چیزی است که در جامعه شناسی از آن تحت عنوان پیامدهای خواسته و پیامدهای ناخواسته یاد می‌شود. پیامدخواسته آن چیزی است که هر کنشگری از عمل خود قصد می‌کند اما پیامد ناخواسته عمل آن چیزی است که کنشگر هرگز آن را قصد نکرده بود و حتی احتمال هم نمی‌داد که ممکن است عملش چنین نتیجه‌ای به بار آورد. اما شگفتی همین جاست که جامعه‌شناس خود را در جایگاه خبر دادن از پیامدهای ناخواسته عمل می‌داند. این چیزی است که وبر در بحث از علم جامعه‌شناسی بر آن تأکید می‌کند یعنی اینکه جامعه‌شناس باید تنها به بررسی پیامدهای خواسته و ناخواسته کنش بپردازد. کاری که او در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری انجام می‌دهد. آنجا وبر پیامدخواسته ریاضت‌کشی مسیحی و پیامدناخواسته آن را بررسی می‌کند و به یک معنا پیروان کالونیسم را از پیامدناخواسته باورهای‌شان خبر می‌دهد. این همان جایگاهی است که در الهیات، خداوند به مثابه کلیت برای خود قائل است. او از عمل انسان بدو خبر می‌دهد اما نه خبر دادن از قصد و مقصود جزئی که خودش نیز بر آن واقف است بلکه از معنایی بدو خبر می‌دهد که عملش در کلیت یا در یک فرایند کلی یافته و این همان خبر دادن از پیامدناخواسته عمل است. چه بسا ماحصل کنشی در کلیت حتی ضد آن باشد چنانچه وبر می‌گوید پیامد ناخواسته ریاضت‌کشی مسیحی مطلقا چیزی نبود که پیروان کالونیسم اراده کرده بودند. پس چون نیک بنگری می‌بینی که خداوندگار و جامعه‌شناس هر دو در یک جایگاه قرار می‌گیرند و آن: خبر دادن به انسانی است که معنای جزئی عمل خود را می‌داند اما از معنای کلی آن در فرایندی فراتر بی‌خبر است!

آیه:«الینا مرجعکم فینبئکم بما کنتم تعلمون» آیه 23 یونس

شنبه یکم مهر ۱۴۰۲ | 21:58
نرگس
مشخصات وب
شکافتن تاریکی
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • جامعه‌شناسی
  • فلسفی
  • سیاسی
  • الهیاتی
  • ادبی
  • امیدها
آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شکافتن تاریکی محفوظ است .