احتمالا این رو از شاه شنیده باشید که وقتی ازش پرسیدن چرا اعتراضات 57 رو با قوای نظامی سرکوب نکردی گفت: من نمیخواهم که بنیان سلطنتم بر روی خون قرار بگیرد. اما از این مدعا که بگذریم واقع امر این است که شاه میدانست اگر به این طریق بخواهد بماند حس تنفر و انزجار مردم بنیان سلطنت او را سست خواهد کرد و در نتیجه سلطنتش دوامی نخواهد داشت. این چیزی است که حکومت کنونی باید بدان توجه داشته باشد. حکومتی که در خیابانها و متروها در برابر زنان صف کشیده باید بداند که این استراتژی یک استراتژی منزجرکننده است و تنها احساسی که بر میانگیزد تنفر افراطی است. این حس تنفر افراطی وقتی در جامعه اپیدمیک شود حکومت به انتهای راه خود میرسد. به هر حال این استراتژیها دفع وقت هستند و تا مدتی حکومت را از ورطه سقوط میرهاند. اما این یک قاعده اجتماعی است که بر جامعهای که تا عمق استخوان از دولتش منزجر شده نمیتوان بلندمدت حکومت کرد. این خشونتها تنها میتواند چند سال سقوط حکومت را به تعویق بیاندازد آنگاه حکومت میماند و جامعهای که به نحو افراطی از آن منزجر شده... این جامعه منزجرشده حکم به رفتن حکومت خواهد کرد و حکومت را در وضعیت بازگشت ناپذیری قرار خواهد داد... همین حالا هم در وضعیت بازگشت ناپذیر قرار گرفته اگر جز این بود به این استراتژی دفع وقت چنگ نمیزد... به این ریسمان پوسیده ای که به ته پرتگاهش خواهد انداخت!