شکافتن تاریکی

تأملاتی پیرامون جامعه شناسی، فلسفه و الهیات رهایی بخش

تدا اسکاچپول و انقلاب‌های اجتماعی

یکی از نمونه‌های تاریخ‌نگاری استعماری در مورد تاریخ ایران معاصر را باید در آثار تدا اسکاچپول جستجو کرد. او در کتاب شناخته شده دولت‌ها و انقلاب‌های اجتماعی با اتخاذ موضعی ساختارگرایانه این ایده اساسی را طرح می‌کند که انقلاب‌ها ایجاد نمی‌شوند بلکه به وجود می‌آیند. طبق این ایده چنانچه شرایط ساختاری برای وقوع انقلاب از جمله ضعف دستگاه سرکوب دولت، فشارهای نظامی خارجی و شورش‌های طبقاتی خودجوش از پایین فراهم باشد انقلاب به نحو ناگزیری اتفاق خواهد افتاد. او در این کتاب به تفصیل نظریاتی که انقلاب‌ها را اراده‌گرایانه تفسیر می‌کنند مورد نقد قرار می‌دهد و در برابر رویکرد ساختارگرا را برای تبیین انقلاب‌های بزرگ اجتماعی کاراتر در نظر می‌گیرد. از این جهت اسکاچپل سه انقلاب فرانسه، چین و روسیه را بر مبنای این الگوی تئوریک تحلیل می‌کند.

اما اسکاچپول وقتی به تحلیل انقلاب 57 می‌رسد حاضر می‌شود در نظریه خود تجدیدنظر کند. او در مقاله‌ای‌ تحت عنوان: "دولت رانتیر و اسلام شیعی در انقلاب ایران" انقلاب 57 را به عنوان انقلاب اجتماعی به رسمیت می‌شناسد و آن را امری خلاف قاعده و غیرعادی می‌خواند که بسیاری از متخصصان را دچار شگفتی کرده بود. او از همین خلاف قاعده بودن به این نتیجه می‌رسد که باید در نظریه عام خود در مورد انقلاب‌های اجتماعی بازاندیشی کند و نقش نظام عقاید و برداشت‌های فرهنگی را در شکل‌دهی به کنش سیاسی به نحو جدی‌تری بررسی نماید. بر این مبنا اسکاچپول که پیشتر نقش ایدئولوژی را در وقوع انقلاب‌ها نفی می‌کرد و معتقد بود انقلاب‌ها رخ می‌دهند نه اینکه ایجاد شوند انقلاب 57 را مورد منحصر به فردی از انقلابی می‌داند که ایجاد شد و ایدئولوژی اسلام شیعی در وقوع آن نقش پررنگی داشت. بنابراین او وقوع انقلاب 57 را به مثابه مثال نقضی برای نظریه خود در نظر می‌گیرد و تأکید می‌کند که این انقلاب تنها انقلاب اجتماعی بود که رخ نداد بلکه به نحو آگاهانه‌ای ایجاد شد.

اسکاچپول در تئوری اولیه خود در مورد انقلاب‌های اجتماعی تأکید می‌کند که انقلاب‌ها لزوماً محصول مدرنیزاسیون سریع نیستند و از سوی دیگر برای اینکه انقلاب به ثمر برسد باید دستگاه سرکوب دولت تحت "فشارهای خارجی" تضعیف شده باشد. به زعم اسکاچپل انقلاب ایران در سه مورد تئوری او را به چالش کشیده است: نخست اینکه انقلاب ایران تا حد زیادی محصول مدرنیزاسیون بسیار سریع بوده است. دوم اینکه ارتش و دستگاه سرکوب دولت در بحبوحه انقلاب ناکارآمد بود بدون اینکه درگیر جنگ خارجی و داخلی یا تحت فشار خارجی قرار گرفته باشند. سوم اینکه این انقلاب به نحو آگاهانه‌ای با هدف سرنگونی رژیم ایجاد شده بود. به همین دلیل او بر ضرورت بررسی نقش فرهنگ دینی در رخداد انقلاب 57 و سویه اراده‌گرایانه آن تأکید می‌کند. اسکاچپول برای توضیح روند چگونگی رخ دادن انقلاب بر وجود شکاف بین دولت و جامعه مدنی تأکید می‌کند. به زعم او دولت پهلوی یک دولت خودکامه رانتیر و پاتریمونیال بود که به دلیل داشتن درآمد نفت به هیچ یک از طبقات اجتماعی وابستگی نداشت و از پیشبرد انقلاب سفید و اصلاحات ارضی نیز هدفی جز گسترش کنترل بورکراتیک خود بر روستاها دنبال نمی‌کرد که در نهایت به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف به فقر کشاورزان و مهاجرت گسترده آنها دامن زد. با این وجود به نظر او دهقانان به دلیل شرایط خاص اکولوژیک-اجتماعی فاقد امکان شورش علیه دولت بودند و از این جهت شهرها تبدیل به پایگاه انقلاب شدند. اعتراضات توده‌ای شهری نقش مهمی در انقلاب 57 ایفا کردند که اسلام شیعی به عنوان فرهنگی چالش‌زا نقش موثری در سازماندهی، ایجاد ارتباطات و در نهایت آگاهی‌بخشی بر عهده داشت.

در همین تأکید سوءگیرانه اسکاچپول بر متمایز بودن انقلاب 57 از دیگر انقلاب‌های اجتماعی و اراده‌گرایانه بودن آن و نفی فشارهای خارجی می‌توان سویه استعماری این نظریه را شناسایی کرد. به واقع چرا اسکاچپول در نظریه خود بازاندیشی می‌کند؟ یک نگاه این است که این بازاندیشی را یک بازاندیشی علمی قلمداد کنیم به این معنا که او با بررسی یک انقلاب دیگر مثال نقضی برای نظریه خود پیدا کرده و به این نتیجه رسید که باید آن را تغییر دهد. اما نگاه دیگر این است که این بازاندیشی را یک "بازاندیشی سیاسی" قلمداد کنیم و روایت گزینشی اسکاچپول از وقایع دوره پهلوی دوم بر این نگاه صحه می‌گذارد. او تأکید می‌کند دستگاه سرکوب دولت پهلوی تضعیف شده بود اما نه تحت تأثیر فشارهای خارجی. اینجاست که اسکاچپول به عنوان یک نظریه‌پرداز امریکایی و استاد دانشگاه هاروارد تمام فشارهای خارجی را که در دهه 40 و خصوصاً دهه 50 از سوی کشور امریکا و انگلیس بر دولت پهلوی وارد می‌شد نادیده می‌گیرد و آنها را روایت نمی‌کند و به این نتیجه سوءگیرانه می‌رسد که دستگاه دولت تحت هیچ فشار خارجی نبود. در حالی چند ماه بعد از اجلاس دوحه(ادامه مذاکرات اوپک برای افزایش قیمت نفت در دوحه) اسناد محرمانه‌ای در آلمان افشاء شد که از فراخوان سازمان عفو بین‌الملل در راستای مبارزه با ایران تحت عنوان دفاع از حقوق زندانیان سیاسی پرده برمی‌داشت. این اعلامیه که در 15 پایتخت اروپایی منتشر شده بود خواستار اقداماتی مانند انتشار مقاله، سخنرانی و سازماندهی تظاهرات علیه ایران بود. در این سند گفته شده بود: «ایران به خاطر منابع طبیعی عظیم و موقعیت روز به روز مهم خود در جهان همواره کمتر به عملیات‌های پراکنده علیه خود اهمیت می‌دهد به همین سبب برای مبارزه با ایران باید از اقدامات دسته جمعی و حساب شده استفاده کرد.» شاه در مصاحبه‌ای با ادوارد سابلیه اذعان داشت که تبلیغات علیه دولت پهلوی از زمانی آغاز شد که در اجلاس اوپک سعی کرد قیمت نفت را افزایش دهد. این اقدامات علیه دولت پهلوی تا آنجا بالا گرفت که دفتر بی بی سی در تهران تعطیل شد زیرا این رسانه به نحو سازمان‌یافته‌ای رو به تبلیغ علیه دولت پهلوی آورده بود. اما اسکاچپول امریکایی هیچ یک از تهدیدات دولت امریکا و انگلیس علیه دولت پهلوی را روایت نمی‌کند و روابط آنها را عاری از تنش و نزاع بازنمایی می‌کند. از طرف دیگر او بر شکاف بین دولت و جامعه مدنی تأکید می‌کند امری که گزارش‌های برنامه‌های عمران و حتی مصاحبه شفاهی با مردم آن را نفی می‌کند. اینجاست که ثبت خاطره تاریخی مردم در کنار تاریخ‌نگاری‌های استعماری اهمیت می‌یابد زیرا در تاریخ شفاهی با مردم می‌توان به داد‌ه‌هایی رسید که بسیاری از روایت‌های رایج در مورد دولت پهلوی را زیر سوال می‌برد. اما اسکاچپول امریکایی هیچ یک از این موارد را روایت نمی‌کند و دولتی پهلوی را که به نحو ارادی سعی داشت با چندبعدی کردن اقتصاد از وابستگی خود به درآمد نفت بکاهد دوت رانتیر می‌نامد امری که گزارش برنامه‌های عمران آن را نفی می‌کند. یعنی شکلی از دولت مستقل که تعامداً بر درآمد نفت تکیه می‌کند و هیچ وابستگی به جامعه مدنی ندارد. اینجاست که باید پیوند دانش و قدرت را مورد توجه قرار داد و بازاندیشی او را نه یک بازاندیشی علمی بلکه یک بازاندیشی سیاسی دانست. زیرا جز این نیست که اسکاچپول امریکایی با طرح نظریه متفاوتی در مورد انقلاب 57 سعی دارد نقش دولت امریکا را در وقوع آن پنهان کند چیزی که حتی نتیجه اجلاس گوادلوپ نیز آن را تأیید می‌کند. اما اسکاچپول امریکایی در مقاله خود ایران را متحد امریکا و مورد حمایت آن بازنمایی می‌کند مسئله‌ای که در مورد ایران دهه 40 و 50 صادق نیست. اینجاست که نظریه‌پرداز امریکایی برای پنهان کردن نقشی که دولت‌های استعمارگر امریکایی-انگلیسی در ایجاد بحران‌های خاورمیانه داشته‌اند حاضر می‌شود از این ایده دفاع کند که انقلاب 57 تنها استثنایی بود که آگاهی و اراده افراد در وقوع آن نقش موثری داشت و نه اینکه انقلابی باشد که تحت فشارهای خارجی رخ داده باشد! استعمار آگاهی و اراده جوامع تحت سیطره خود را تحریف و سرکوب می‌کند و تنها در وضعیتی حاضر می‌شود آن را به رسمیت بشناسد که این به رسمیت شناختن به نفع آن باشد؛ یعنی آنجایی که می‌تواند با به رسمیت شناختن آگاهی و اراده افراد نقش خود را در بحران‌آفرینی‌های خاورمیانه انکار کند و طوق انقلاب را به گردن خود افراد بیندازد! جالب است که اسکاچپول در مورد دو انقلاب کمونیستی یعنی انقلاب چین و روسیه موضعی کاملاً ساختارگرا دارد زیرا باز هم به نفع نظام سرمایه‌داری است که نقش اراده را در وقوع انقلاب‌های کمونیستی انکار کند و آن را به شرایط خارج از دسترس افراد و به بیرون از آنها احاله کند تا مبادا کشورهای تحت سیطره آنها گمان برند می‌توانند به اراده خود انقلابی مشابهه انقلاب روسیه و چین را در جامعه خود تکرار کنند! در ساختارگرایی نیز نظریه‌پرداز امریکایی بیشتر از آنکه در جایگاه یک متفکر قرار داشته باشد در جایگاه یک ایدئولوگ سیاسی قرار دارد که با کمونیسم می‌ستیزد!

پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳ | 16:51
نرگس
مشخصات وب
شکافتن تاریکی
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • جامعه‌شناسی
  • فلسفی
  • سیاسی
  • الهیاتی
  • ادبی
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای شکافتن تاریکی محفوظ است .