امروزه از قضا به یمن پیشرفتهایی که علم داشته بشر میبایست فهم عقلانی تری از مسئله ایمان داشته باشد و خردمندانه امر ایمانی را پذیرا گردد. پیشرفتهای حیرت آور بشر در زمینه هوش مصنوعی، شبیه سازی انسان و یا دستیابی به تکنولوژی هک ذهن عملا به معنای گام نهادن در حیطه ارادی خداوندگار است و قاعدتا اینک که انسان خود به این توانایی ها دست یافته میبایست دعاوی الهیات را به سهولت فهم کند. مثلا مسئله "وحی" در الهیات که به معنای القا اندیشه و پیام خاصی به انسان از طریق خداوندگار است اکنون باید قابل فهم تر باشد. زیرا انسان خود اکنون به یمن پیشرفتهایی که داشته در جایگاه چنین القایی قرار گرفته است.زیرا مگر جز این است که اکنون بشر با پیشرفتهایی که در تکنولوژی هک ذهن بدان دست یافته میتواند کاری کند که یک انسان به مسئله خاصی فکر کند و پیام هایی از این طریق به ذهن او القا کند؟ وحی خداوندگار نیز چیزی جز همین امر نیست. او میتواند در لحظهای اندیشهای را به ذهن انسان متبادر کند و در لحظهای پیام خاصی را به ذهن انسان القا کند. این کاری است که بشر خود امروز بدان قادر شده اما با بلاهت امکان آن را از جانب خداوندگار انکار میکند. وقتی بحث از وحی میشود از غیرعقلانی بودن آن بحث میکند در حالی که خود به امکان القا اندیشه و پیام از طریق امواج مغز راه یافته است!! القا رویا از طرف خداوندگار را به سخره میگیرد در حالی که خود به امکان القا رویا به دیگر انسانها دست یازیده است! انکار امر دینی امروز با پیشرفتهای علمی که بشر بدان رسیده دشوارتر از پیش است و نمیتوان با ساده لوحی که مایل است خود را عقل مدار نشان دهد به سادگی دعاوی الهیات را انکار کرد. این بشری که به امکانهای خداوندگاری دست یافته قاعدتا باید امر ایمانی را پذیرا باشد. اما مسئله بشر در انکار دعاوی الهیات لزوما برآمده از ناآگاهی یا بی خبری نیست... مسئله قلب های بیمار است. قلبهای بیماری که حتی عقل و خرد خود را نیز انکار میکنند! مسئله اما این است اگر آسمان تحقق رویایی را اراده کرده باشد هزاران قلب بیمار مانع تحقق آن نخواهد شد. تردید دارید؟ ارادههای خویش را به میان آورید!