تاریخ طبری در شرح وقایع صدر اسلام یکی از منابع مورد ارجاع است اما بخشی از روایتها و دادههای آن مسکوت گذاشته میشود. از جمله روایتهای مکرری که در مورد تجربه پیامبری محمد در آن آمده است. در جلد سوم تاریخ طبری آمده: چون پیامبر بودن محمد بر او آشکار شد او آشفته گردید و به نزد خدیجه آمد. خدیجه او را گفت: از چه روی در آمدن تاخیر داشتهای؟ محمد پاسخ میدهد: من یا شاعر شدهام یا مجنون! آنجا خدیجه است که به محمد اطمینان میدهد که او پیامبر است و نه مجنون و نه شاعر. این روایت به اشکال مختلفی گفته شده که دلالت بر تردیدهای هولناک محمد در مورد پیامبری خود دارد. حتی بر فرض تحریفی بودن برخی روایات تاریخ طبری_ که البته چنین نیز هست_ این روایت را کتاب مقدس نیز تایید میکند. زیرا بارها در قرآن میتوانید آیاتی را بیابید که در مورد تردیدها و شکهای محمد حرف میزند و از او میخواهد برای یقین پیدا کردن به اهل کتاب مراجعه کند. ایمان داشتن دقیقا به همین سبب بسیار دشوار است. لحظهای چهرهی یک رسول مردد و مشکوک را در نظر آورید تا دریابید باور کردن چنین شخصی چه مایه دشوار است... دشوار... بسیار دشوار...