بعد از بر سر کار آمدن ابومحمد جولانی با توجه به اقداماتی که در دستور کار قرار داده برخی رسانهها چنین القا میکنند که چهره جدیدی از اسلام سیاسی در خاورمیانه ظهور کرده است. چرا؟ زیرا برخلاف جریان سلفیسم که گرایش رادیکال دینی داشت و گفتمان آن مبتنی بر تکفیر بود جریان اسلام گرایی در سوریه بر سر کار آمده که خصلت آن گشودگی در برابر دیگری و انعطافپذیری است. مثلا تصاویری از جولانی در فضای مجازی منتشر میشود که با زنان کم حجاب عکس گرفته یا اینکه در سیاست خارجی از ایجاد ارتباط با کشورهای اروپایی بحث میکند و نماینده سازمان ملل را برای گفتگو میپذیرد. خب اینها تصویرسازیهای رسانهای است که نباید مسحور آن شد. مسئله در سوریه اصلا اسلام یا ظهور شکل نوینی از اسلام سیاسی نیست. متحدان سوریه که تصمیم گرفتند در بزنگاه در آن تغییری به وجود آورند این کار را با قصد حل برخی بحرانهای سوریه که هر لحظه ممکن بود به انقلاب دامن بزند انجام دادند. متحدان سوریه آنقدر دچار بلاهت نیستند که بشار اسد را کنار بگذارند و جریانی را در سوریه بر سر کار آورند که خود تبدیل به منشا تولید بحران شود. بنابراین جریان تحریر الشام که از حمایت متحدان بشار اسد برخوردار است طبیعتا از خود انعطاف نشان میدهد زیرا رفتن بشار اسد و آمدن آنها حکم جراحی کردن سوریه را داشت برای اینکه اگر این جراحی صورت نمیگرفت انقلاب مردمی از راه میرسید! پس تحریر الشام ضمن اینکه یک جریان رادیکال دموکرات نیست اما سعی خواهد کرد تا حدی دموکرات باشد زیرا در غیر این صورت چرا متحدان بشر اسد میبایست تن به چنین تغییری در سوریه دهند؟! آنها چنین تغییری را پدید آوردند تا بر آتش مردم سوریه آب سرد بریزند دچار حماقت که نیستند آتش را با آتش خاموش کنند!