لحظاتی فرامیرسد بس شگفت...زمین برای حضور خدای لاهوتی آسمان حاضر میشود. آن لحظه مقرر از راه میرسد و تو چه دانی زمین را چه چیز انتظار میکشد. خدای میآید در حالی که در دستی گل سرخ و در دستی تازیانه دارد...زمان چرخش نزدیک میشود و تازیانه بر سر جبار زمین فرو میآید...وه که او را از دستان خدای گریزی نیست...گریزی نیست...گریزی نیست...گریزی نیست.
پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ | 21:34