در متن قبلی در مورد شرارت و امر شر نوشتم. شرارتی که پیچیده و پنهان شده. اما خواستم اینجا اشارهای به داستایوفسکی بکنم...نویسندهای که من شخصا تعلق خاطر زیادی بهش دارم. داستایوفسکی در رمان برادران کارامازوف از زبان پدر زوسیما میگوید: حتی اگر شرارت و تاریکی وسیع و گسترده شده باشد باید به وجود روزنهها امیدوار بود. در ظلمت فراگیر همیشه درخشش روزنهها خیره کننده است. این را از این جهت میگویم که هر چند شرارت پیچیده شده اما همینکه هستند کسانی که میتوانند پرده از فریب آن بردارند جای امیدواری است. این نشان میدهد جایی از این ظلمت ترک برداشته و روشنایی امکان عبور یافته است. این نشان میدهد سلطه تام و تمام بر انسان شکست خورده است. این نشان میدهد امکان برون رفت از سیطره ايدئولوژی وجود دارد آن هم در وضعیتی که برخی چون آلتوسر اصرار دارند ايدئولوژی انسان را حتی پیش از تولد به مثابه سوژه ساخته و فراخوانده... این نشان میدهد سناریوی فریب ناکام مانده...!